تبليغاتX
iN2 - دنیا واسه هر دوتامون قشنگه
خانهایمیلآرشیوRss
Search
Attention

due to the reconstruction and review of the iN2Friend contents there may be some links to nowhere and problems with pics in the site . thank for your attention

از ماست که بر ماست 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

آنتی 300

ایندفعه یه آپ متفاوت با گذشته داریم،تمام مطالب برای ارایه آماده بود که در آخرین لحظات تصمیم بر این شد که به این موضوع که سوهان روحمون شده بود به طور کامل بپردازیم،امیدوارم که شما دوستان رو تونسته باشیم راضی کنیم.و در اینجا لازم می دونم از دوستانی که ما رو در تهیه این مطالب یاری نمودند تشکر کنم.(آپ بعدی اول اردیبهشت)

هر کاری کردم نتونستم ننویسم،از ۳۰۰ ننویسم.این فیلم یکی از بهترین انیمیشنها و صداگذاریهای تاریخ سینما را دارد و توانسته یکی از بالاترین نمرات را از سایتهای معتبر سینمایی دریافت کند.

من از ۳۰۰ هم خوشم میاد و هم بدم میاد.بدم میاد چون بزرگترین تمدن تاریخ بشریت رو به بازی گرفته غافل از اینکه ایرانی در هر بازی برنده هست.تمدن و تاریخ خیال پردازی نداره چون سرانجامش حالایی شده که درش هستیم،چون گذشته رو دیدیم.به تمسخر گرفتن مردم سرزمینی قشنگ نیست،حتی موقعی که سرزمین من از این حیث معصوم باشد،مگر بیان واقعیت ها.فقط واقعیتها.

اما خوشم میاد چون می توان از این فیلم برداشت های مثبتی داشت.اول اینکه دوباره بعد از ماجرای خلیج فارس،خلیج همیشه فارس که تمام مردم ایران زمین متحد شدند،این دفعه دوم هست که ایرانیان هم صدا  می شوند،دوم اینکه شاید به خودمان بیاییم و از حراج گذاشتن میراثهای این سرزمین به بیگانگان بپرهیزیم،البته بعید است وطن فروشان و لعنت شدگان مخصوصاً دولتمردان نالایق از این کار دست بردارند و سرمایه مردمان پارسی را حراج نکنند.سوم اینکه از برگزاری موضع های دوره ای بپرهیزیم که باعث میشن اشیای منحصر بفرد تمدن ایران را به کشورهای دیگر ببریم با هزار دردسر که هیچ دولتی به جز جمهوری اسلامی دست به این کار با این وسعت نمیزند،شاید خیلی به خودشون اطمینان دارن که در هر سفر یه تعداد از این اشیاء نا پدید می شن،فقط یه تعداد،این که چیزی نیست  ستون های تخت جمشید به اون بزرگی رو بردن حالا (به قول خودشون) دو تا کاسه کوزه که این حرفها رو نداره.خلاصه که مردمان سرزمینهایی که ایران با عظمت در نقشه هاشون نیست لازم نیست این تمدن عزیز رو ببینن و یکسری هم تمدن فروشی کنن و از زبر این کار به فروش بزرگترین تمدن بشریت دست بزنن.چهارم اینکه شاید سینمای ما هم به صنعت تبدیل شه و در مواقع لزوم یه عکس العملی نشون بده و پنجم اینکه این فیلم (به نظر من،البته ببخشید) تا حدودی مصداق حال حاضر ماها رو داره(یکم روش فکر کنید) و... و یک چیز،چند سال قبل که به تخت جمشید رفته بودم چیزهایی دیدم که متأثر شدم.یکیش مربوط به همون ستون های معروف هست،من تو تلویزیون جمهوری اسلامی یه مستند دیده بودم که وقتی تعداد ستونهایی که نشون می دادن رو شمردم یازده تا بود ولی وقتی خودم دیدم همش چهار تا بود حساب کنید چیزی که خودشون نشون داده بودن با اونی که حالا مردم می بینن چقدر فرق داره!! (این مستندقدیمی بود،سیاه سفید نبود) و حالا ستون ها کجا هستن ؟

و یک چیز دیگه اینکه نحوه نگهداری و حراست از این بناها که نگم خیلی بهتر هست،خیلی!!

و مهمترین بخش نوشته هام،یکی از قبرهای شاهان این سرزمین که در بالای کوه و داخل غار بود،ولی جلوش رو با میله هایی گرفته بودن،ناراحت شدم رفتم به یکی از نگهبانها گفتم آقا چرا میله کشی کردین،یارو دید که عصابانی هستم با ناراحتی گفت پسرم ببخش که اینو میگم ولی چون این قبر داخل غار هست بعضی از افراد بی فرهنگ از اینجا به عنوان دستشویی استفاده می کردن و... من تشکر کردم و برگشتم و تو راه به این فکر می کردم که یک شاه که برای این سرزمین زحمت کشیده حتی اندک،اون موقع ما با قبرش چی کار می کنیم.فقط یک چیز به ذهنم رسید،ناصر خسرو قشنگ گفته :

 

از ماست که بر ماست

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

سیصد (Three Hundered '300') 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

درباره فیلم:

۳۰۰ فیلمی تاریخی و تخیلی بر گرفته از رمان کمیک با همین عنوان ، نوشته "فرانک میلر" (نویسنده داستان شهر گناه) می باشد. این فیلم توسط "زک اسنایدر" (Zack Snyder) کارگردانی شده است.

اکثر صحنه های این فیلم در استودیو و با پرده آبی فیلم برداری و سپس با جلوه های ویژه کامپیوتری بازسازی شده تا با اصل کتاب مطابقت کند.

موضوع فیلم حمله خشایارشا با ارتشی بالغ بر یک میلیون نفر به یونان باستان است که با مقاومت یک گروه سیصد نفری مواجه می شود.

یکی از منتقدان این فیلم رو اینچنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. ۳۰۰ نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر ۳۰۰ نفر دو ساعتشون وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند.

فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.


نمایی از داستان:

فیلم ۳۰۰ با وفاداری به کتاب کمیک ، نوشته "فرانک میلر" ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتی به نام "لئونیداس" با ۳۰۰ سربازش در مقابل خشایارشا و ارتش یک میلیون نفری اش می جنگد. این حرکت "لئونیداس" یونانی ها را متحد می کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شوند. داستان بدون هیچگونه وفاداری به اصل داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپیلا" نوشته شده است. در سرتاسر فیلم پارس ها تمدنی بربرگونه،بیفرهنگ و تشنه به خون نشان داده میشوند.همچنین شخصیت خشایارشا همانند یک پادشاه آفریقایی-هندی و یک پادشاه بی تمدن نمایش داده می شود.


نقد فیلم:

از زمان فیلم ارباب حلقه ها ، کارگردان افسانه ای ، سبکی جدید ایجاد شد. سبکی که بسیاری از فیلم ها با بودجه های میلیون دلاری سعی برای پیروی از آن کردند و آن سبک حماسی را به یک کلیشه کهنه تبدیل کردند. کلیشه ای که دیگر اثر نمی کند و برخلاف اشتیاق بیننده به تماشای جزئیات بیشتر ، جزئیات کمتری وجود دارد.

این فیلم که مثل "ماتریکس 2" فروش کرد و سعی کرد "ارباب حلقه ها" باشد و همانند "دلاور (Braveheart)" جلوه می کرد در نگاه اول چیز دیگری جلوه می نمود. اما ضرب مثل قدیمی پارسی می گوید: "آن تبل هیبت انگیز تهی است".

وقتی تیزر فیلم "سیصد" پخش شد بلا استثنا برای تمام بیننده ها بسیار جذاب و حیرت آور بود. این تیزر پیغام را به بیننده میداد که نبردی عظیم و با شکوه را در فیلم خواهند دید.

در اولین اکران فیلم ، بینندگان برای 20 دقیقه منتظر آغاز نبرد با شکوه بودند و عالی هم شروع شد. تا به اینجای فیلم آنچه که در تیزر بود به بیننده عرضه می شود. این بخش از فیلم چیزی بود که انتظارش را داشتند ولی فیلم نشان دهنده چگونه شکل گیری دشمن (پارس ها) نبود و تنها به نشان دادن سمت "اسپارت ها" بسنده می کند و هیچ سر نخی نشان نمی دهد که بزرگترین ارتش چند میلیون نفری بشر در تاریخ باستان از کجا آمده بود؟ چه سازمانی این ارتش بزرگ را کنترل می کرد؟ چگونه برنامه می ریختند و چگونه حرکت می کردند؟ حتی "پیتر جکسون" هم زمانی را برای نمایش شکل گیری ارتش دشمن اش اختصاص داد و بلکه ذره ای از جرات را هم در دشمن خود نشان داد. چیزی که در ارتش پارس ها "صفر" نمایش داده شده بود. اما آیا یک نفر هم در بین آن دو میلیون و هفتصد هزار نفر (به نقل از هرودوتوس) نبود که ذره ای جرات داشته باشد؟ چگونه می شود مردم متمدن دنیای امروز این را از فیلم بپذیرند؟ آیا این فیلم هم یکی از آن فیلم های آشغال و خوش فروش است؟

اما با این حال بیننده انتظار بیشتر از این را داشت ، می خواست بداند که فیلم در کنار آن تیزر با شکوه اش چه چیز دیگری را برای عرضه دارد. آن عبارت و تلفظ زیبا و با شکوه "اینجا اسپاراتاست" از کلام پادشاه اسپارتایی ، زیبا ترین تلفظ و کلام او بود که یک بار به بیننده قبل از فیلم در تیزر نمایش داده شده بود و مزۀ آن رفته بود. در واقع فیلم بارها زیباتر در تیزر جلوه داده شده بود.

در واقع "زک اسنایدر" هر آنچه در چنته داشت ، شاید به غیر از یک یا دو مورد- در تیزر نمایش داده بود و این عامل ، دلیل شاهکار فروش فیلم در گیشه شد. ولی آیا این فروش یک ماه دیگر هم دوام خواهد آورد؟

ولی این زمزمه می آید که این فیلم قسمت دوم همان فیلم "تروی" است که با ستاره ها و جلوه های ویژه کامپیوتری عرضه شده است.

کلمه پارس ها بیشتر از صد بار در فیلم تکرار شده است و کلمه "خشایار" بیش از ده بار شنیده می شود. "خشایار" به حالت یک پادشاه آبنه ای لخت که صورتش را تیغ زده بود ، نمایش داده شده بود. اما این قرار بود که بر اساس یک کشور حقیقی و نبردی واقعی ساختده شود و قطعا هر تماشاچی انکار نمی کرد که این بر اساس نبرد "ترموپیلا" بود. اما اصولا باید وفادار به اصل ماجرا بود؟ آیا اصلاً سعی کرده بود که وفادار باشد؟ جواب این است که اکثر فیلم تخیل نویسنده و کارگردان بود که هیچ یک حتی جرات نکردند قید کنند که این فیلم دارای عوامل تخیلی است و عناصر بسیاری به اصل داستان اضافه شده است.

واضح بود که در تکنیک های اسپارتایی ها در جنگیدن عناصری اضافه شده بود که در آن زمان شاید اصلا وجود نداشته بوده و فقط برای زیبا جلوه دادن فیلم اضافه شده بود.

ژنرال های ارتش پارسی به هر چیزی به جز پارسی شبیه بودند. از هندی تا آفریقایی و یا حتی عرب وچینی.حتی خود پادشاه پارس ها یک هندی-آفریقایی تمام عیار با کلی گوشواره و جواهرات مرسوم هندی ها و آفریقایی ها زینت داده شده بود.

 

                            سربازهای گارد سلطنتی در فیلم

                                           سربازهای گارد سلطنتی در فیلم

 

                   سربازهای گارد سلطنتی حک شده در پاسارگاد

                                        سربازهای گارد سلطنتی حک شده در پاسارگاد

 

نه نویسنده و نه کارگردان حتی یک جستجوی ساده در گوگل هم در تحقیق برای ساخت فیلم انجام نداده بودند. یک جستجوی ساده در بخش عکس سایت گوگل برای خشایار (Xerxes) شامل نتیجه های زیادی می شود که پیدا نکردن عکس اصلی خشایارشا آن در صفحه اول غیر ممکن است. که خشایار با ریشی دراز با کلاهی سیلندری به سبک شرقی (که اغلب مشکی رنگ بوده اند) و لباسی که تمام بدن را پوشش می داده است و اصلا عریان هم نیست. عکس آن هم خود سندی است که بر دیوار های کاخ های پرسپولیس حکاکی شده است. به گفته یکی از دوستان که فیلم را تماشا کرده بود: "خشایارشا بسیار شبیه چراغ جادوی علی بابا بود."

 

                             عکس خشایارشاه در فیلم

                                                 عکس خشایارشاه در فیلم

 

                    عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی دیوارهای کاخش

                      عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی دیوارهای کاخ وی (پرسپولیس) 

 

البته نمایش متضاد ظاهری خشایارشا تنها بخش کوچکی از ایراد های فیلم است. متاسفانه نویسنده اینطور نوشته است که خشایار ادعای "پادشاه خداوند" را می کرده است و از پادشاه اسپارتایی می خواهد که به عنوان خداوند به او تعظیم کند که چنین چیزی در حقیقت وجود نداشته است. هخامنشی ها زرتشتی بوده اند و خدای یگانه را می پرستیند و هیچ نوشته و تاریخ نگاری ، حتی از جناح یونانی ها این چنین ننوشته است که خشایارشا یا هیچ یک از پادشاهان هخامنشیان چنین ادعاهایی کرده باشند.

هیچ تکنیکی از ارتش پارس ها نشان نداده شد و فیلم مانند یک مشت دروغ هیچ صحبتی از عبور ارتش پارسها با ایجاد پل شناور بروی تنگه بسفور نمی کند که بزرگترین پل شناور تاریخ باستان را با کمک هزاران مهندس و متخصص آن زمان ساختند که ارتش چند میلیونی با اسب ها و فیل ها از روی آن عبور کنند (به نقل از ویلیام دورانت).

در فیلم بار ها و بار ها پارسی ها را به عنوان بربر خطاب کردند تا عمق تنفر اسپارتا و برتری آن ها را برای بیننده اثبات کنند.

ولی چرا هر چیزی از تاریخ آمریکایی نشان داده می شود؟ چرا آمریکایی ها همه چیز را آمریکایی وار نشان می دهند؟ آیا ارتش اسپارتا همانند ارتش آمریکایی ها بودنند؟ و یا ارتش آمریکا الهام گرفته شده از اسپارتا بوده است؟

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

یاد داشتی دیگر درباره فیلم 300 

موضوع: شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

هیولاهای تخیلی

دكتر پرويز رجبی كه كتاب ايران باستان وی در پنج جلد جايزه كتاب سال را گرفت و به تازگی هم كتاب يافته های تازه ای از ايران باستان بابرگردان فارسی وی از سوی نشر ققنوس به بازار كتاب عرضه شد، يادداشتی درباره فيلم ۳۰۰ نگاشته است:

آهنگ آن را داشتم که برای بی اعتنایی به تهیه کنندگان فیلم ۳۰۰، که متاسفانه خود ایرانیان هم با نشان دادن حساسیت خود بر گرمی بازار آن افزوده اند، چیزی در پیوند با آن ننویسم. اما سرانجام برخی از دوستان از پایم انداختند.

پیداست که آدمی همیشه از نگاه به دور از انصاف دیگران به خود آزرده و رنجور می شود. تا چه رسد به برداشتی نادرست از میهن آدمی.

اما:
پیشنهاد من به هم میهنان آزرده ام این است که اگر ایرادی به فیلمی آمریکایی دارند، این ایراد را، با نگاهی گسترده تر، جدا از شیطنت ها و جدا از شیوۀ زندگی آمریکایی، متوجه تمامی صنعت سینمای در مجموع تجاری و به اصطلاح بازاری آمریکا بکنند. در صنعت سینمای آمریکا کم نیستند شخصیت های آمریکایی و جهانی که صرفا برای تفریح مشتریان سطحی نگر آمریکایی به استهزاء گرفته شده اند. حتی به پیامبر جهان مسیحی و روحانیان و کشیشان این دین بارها با نگاهی مسخره نگریسته شده است و شخصیت های اصلی بسیاری از فیلم های کمدی آمریکایی کشیش ها و اسقف ها بوده اند. این اواخر دیدیم که چگونه رئیس جمهور آمریکا سکۀ یک پولی تر شد...

واقعیت این است که صرف نظر از معدود فیلم‌های خوب، آمریکایی در هنر سینما بسیار بداخلاق است. کم نیستند سریال های بی ارزش و فیلم های ترسناک به دور از حقیقت که در درون آمریکا هواداران بی شماری دارند. از همین روی است که جای آمریکا در فستیوال های هنری جهان چندان پر نیست و ناگزیر، خود گردانندگان صنعت سینما در آمریکا، با هزینه‌ای گزاف با برپایی اسکار، به خود جایزه می دهند و به به و چه چه راه می ادازند...

اینک موضوع  یکی از این فیلم های مبتذل و بازاری، که در داخل آمریکا مخاطبان ساده لوح بی‌شماری دارد، گوشۀ قبای ما را گرفته است... ما می گوییم هر که با مادر خود بی ادب باشد، با دیگران چه ها می کند... همین چند روز پیش دیدم که بوش را عمل کرده اند و او پس از عمل درازگوش شده است... و صدای هیچ آمریکایی هم به اعتراض بلند نشده است.
من نمی گویم که نسبت به نگاه آمریکاهی بی تفاوت باشیم. بلکه پیشنهادم این است که این قدر آب به آسیاب دشمن فرضی نیاندازیم. به ویژه اگر برآنیم که فیلم ۳۰۰ فیلمی سفارشی از سوی دشمنان ایران است. بگذاریم، با بی اعتنایی ما، تیر سفارش دهندگان به هدف نزدیک نشود.

البته اگر این فیلم یونانی می بود، نگاه ما به آن می توانست متفاوت باشد.
و در این میان، برای فاصله نگرفتن از انصاف، فراموش نکنیم که ماهم گاهی دامن از دست می‌دهیم و به جای دشنام به سیاست آمریکا، هرروز با میلیون ها گلو، به همۀ آمریکایی‌ها ناسزا می گوییم.

واقعیت این است که لئونیداس شاه اسپارت همپایۀ آریوبرزن خودمان است. او هم در ترومپل جلو ارتش مهاجم ایرانی ایستاد و مانند آریوبرزن قهرمانانه در راه میهن جان سپرد. این داستان برای یونانیان تقریبا به افسانه ای حماسی و شاهنامه ای تبدیل شده است و اشکالی هم ندارد. اما این هم واقعیت است که سینمای بازاری آمریکا هم عادت به  امیرارسلان های  نامدار و مادر فولادزره های  خود دارد. و به سخن کوتاه سینمای آمریکا سینمای آمریکاست. با همۀ کاستی های نابخردانۀ خود...
اطمینان داشته باشیم که در هیچ کجایی، حتی در آمریکا، انسان باشعور فیلم ۳۰۰ را، مانند هزاران سریال، فیلم و کارتون آمریکایی جدی نمی گیرد.

بیاییم اگر سینه ای برای چاک دادن داریم، خود نگهبان و پاسدار فرهنک ملی و یادگارهای میهنی خود و میراث نیاکانمان باشیم و چنین نباشد که حتی حشرات و گیاهان ما را دیگران شناسايی کنند و خودمان به هر جنبنده ای نگوییم «جوجو» و به هر روینده‌ای «علف»! بگذریم از این که هنوز دانشجویان ما و استادان ما چشم به دست باستان شناسان و باستان نگاران بیگانه دوخته‌اند...

فیلم ۳۰۰ آبروی ما را نمی‌برد. آبروی ما وقتی به خطر می‌افتد که برای شناختن امانت‌های نهفته در خاک این میهن نیازمند دیگرانیم...

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

اولین ها و 300 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

به نقل از دكتر ناصر كرمی

ماراتن و ترموپيل احتمالا صحنه وقوع حماسی‌ترين جنگ‌های غربيان با ايرانی‌ها در تاريخ باستان است.

اين دومی موضوع فيلمی است به نام ۳۰۰ كه اتفاقاً نمی‌تواند حتی مبالغات پرطمطراق مورخان يونان را برتابد، از آن جهت كه از ابتدا بنا را بر اين گذاشته كه هيچ احترامی برای يك‌سويه چنان حماسه بزرگی قائل نشود.

اين يادداشت نه قصد بازكاوی جنگ ترموپيل و نه نقد فيلم ۳۰۰ را دارد. صرفاً اشاره دارد به وجهی انسانی و اخلاقی از لشگر خشايارشا كه حتی در نقدهای مخالفان فيلم ۳۰۰ هم تاكنون مورد توجه نبوده است.

آن لشگر خشايارشا از آن جهت كه بخشی از سربازان آن برای نخستين‌بار در تاريخ بشر كار حفاظت از محيط زيست و نگاهبانی از يك منطقه زيبای جنگلی را به‌عهده گرفته بودند، بنيانگذار انگاره پسامدرن توسعه، يعنی حفظ محيط زيست و توسعه پايدار به‌شمار می‌آيد.

مورخان يونانی خود ثبت كرده‌اند كه در گذر از آناتولی خشايارشا پس از ديدن جنگلی بسيار زيبا كه بخش بزرگی از آن با تخريب روبه‌رو شده بود يك پاسگاه نگهبانی در كنار جنگل احداث كرد و گروهی از سربازان را از لشگر منتزع و صرفاً به كار حفاظت از آن جنگل گماشت.

در كتاب‌های زيست‌محيطی آن جنگل نخستين منطقه حفاظت شده طبيعی در جهان و آن سربازان نخستين محيط‌بانان تاريخ ناميده می‌شوند. جالب است بدانيد كه در حال حاضر از عمر قديمی‌ترين مناطق حفاظت شده اروپا و آمريكا حتی ۱۵۰ سال نمی‌گذرد و اساساً تفكر حفاظت از محيط زيست در جهان غرب كمتر از ۴ دهه قدمت دارد.

طبيعت، تاريخ و بشريت برای هميشه به آن لشگر خشايارشا مديون است و شرق به آن نخستين نگاهبانان طبيعت جهان افتخار می‌كند. از اين رو پربی‌راه نيست اگر سازندگان ۳۰۰  شرمنده تماشاگران اين فيلم باشند.

 

سربازان پارسی

 

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

لارپوبلیکا : فیلم 300 توهین به تاریخ ایران است 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

نبرد دروغین

لارپوبليكا روزنامه‌ پرشمارگان‌ ايتاليا فيلم‌ جعلی‌ سيصد را توهين‌ به‌ گذشته‌ پرافتخار ملت‌ ايران‌ توصيف‌ کرد

روزنامه‌ لارپوبليکا در گزارشی به‌ قلم‌ علی‌ رضا ميريوسفی وابسته‌ مطبوعاتی سفارت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ايران‌ در ايتاليا با اشاره‌ به‌ اکران‌ اين‌ فيلم‌ در سينماهای‌ اين‌ کشور می‌ نويسد‌ آنچه‌ احساسات‌ ايرانيان‌ را در سراسر جهان‌ به‌ عنوان‌ وارثان‌ مغرور يک‌ تمدن‌ بزرگ‌ افتخارآميز که‌ تمدن‌ بشری مديون‌ آن‌ است‌‌ جريحه‌ دار کرده‌‌ فقط به‌ تصوير کشيدن‌ يک‌ رمان‌ اقتباسی‌ از افسانه‌ های‌ يک‌ قوم‌ مغلوب‌ در يک‌ جنگ‌ مربوط به‌ هزاران‌ سال‌ قبل‌ نيست‌‌ بلکه‌ دشمنی‌ و کينه‌ ورزی‌ است‌ که‌ در سراسر اين‌ فيلم‌ به‌ ايرانيان‌ و فرهنگ‌ ايرانی‌ به‌ چشم‌ می خورد و با وارونه‌ نشان‌ دادن‌ همه‌ چيز‌ از نژاد ايرانيان‌ تا طرز لباس‌ پوشيدن‌ و رفتار غيرمتمدنانه‌ و وحشيانه‌ تا فساد و انحطاط اخلاقی‌ و بسياری مسائل‌ ديگر‌ آشکارا فيلم‌ را به‌ يک‌ دشنام‌ تاريخی‌ تبديل‌ کرده‌ است‌‌دشنام‌ هنگامی آغاز می‌ شود که‌ منطق‌ پايان‌ يافته‌ است‌ و اين‌ بی‌ منطقی‌ زمانی ‌آشکارتر است‌ که‌ مخاطب‌ اين‌ دشنام‌ پدران‌ يا مام‌ ميهن‌ يا گذشته‌ يک‌ ملت‌ باشد‌ .
لارپوبليکا در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ ادعای‌ کمپانی‌ برادران‌ وارنر مبنی‌ بر رد هرگونه‌ انگيزه‌ سياسی‌ در ساخت‌ اين‌ فيلم‌ می‌ نويسد‌ اين‌ ادعايی‌ بيش‌ نيست‌ چرا که‌ به‌ خوبی‌ در فيلم‌ قصد سازندگان‌ آن‌ برای‌ همگان‌ مشهود است‌‌ بسياری‌ از منتقدين‌ ازجمله‌ منتقد روزنامه‌ آمريکايی‌ يو اس‌ ای‌ تو دی‌ به‌ صورت‌ صريح‌ يا تلويحی‌ اين‌ فيلم‌ را يک‌ فيلم‌ تبليغاتی‌ دولت‌ آمريکا برای‌ سربازگيری‌ در ميان‌ جوانان‌ امريکايی خسته‌ از جنگ‌ فرسايشی‌ عراق‌ دانسته‌ اند‌ فيلمی‌ که‌ قصد دارد با پيوند تصنعی‌ يک‌ ملت‌ جديدالتاسيس‌ با تاريخ‌ يونانيان‌ و اسپارتها و دستمايه‌ قرار دادن‌ کميک‌ استريپ‌ کم‌ مايه‌ و جعلی‌ فرانک‌ ميلر و چاشنی کردن‌ تکراری‌ و خسته‌ آور کلماتی‌ چون‌ وظيفه‌‌ افتخار‌ شکوه‌ و جلال‌ ادامه‌ اشغالگری در عراق‌ و ماجراجوييهای‌ احتمالی‌ بعدی‌ را تقدس‌ بخشد.‌
نگاهی‌ به‌ طرز پوشش‌ خشايارشاه‌ بيندازيد‌ وی آکنده‌ از شمايل‌ و زيورآلات‌ قبايل‌ بدویآفريقايی است‌‌ فرض‌ کنيد کسی‌ فيلمی‌ در مورد ژوليوس‌ سزار بسازد و برای‌ وی‌ شکل‌ و شمايلی‌ شبيه‌ خشايار شاه‌ بسازد و اين‌ در حالی‌ است‌ که‌ کمتر کسی‌ است‌ که‌ نداند ايرانيان‌ و اروپائيها از نظر نژادی‌ هم‌ ريشه‌ و آريايی‌ هستند.‌
تعمد اين‌ فيلم‌ در جعل‌ نژادی‌ ايرانيان‌‌ لباس‌‌ تمدن‌ و حتی‌ گفتار آنها در جای‌ جای فيلم‌ مشهود است‌ و انسانهای‌ حيوان‌ نما يا حيوان‌ های انسان‌ نمای‌ اين‌ فيلم‌‌ جايی‌ برای‌ پنهان‌ کردن‌ اغراض‌ سياسیآن‌ باقی‌ نگذاشته‌ است‌‌ حتی‌ صدايی که‌ برای‌ شاه‌ ايرانی‌ انتخاب‌ شده‌‌ صدايی‌ است‌ که‌ معمولاً در فيلمهای پويانمايی‌ برای حيوانات‌ يا شياطين‌ انتخاب‌ می‌ شود.‌
لارپوبليکا با اشاره‌ به‌ سوابق‌ افتخار آميز ايرانيان‌ افزود‌ کوروش‌ اولين‌ واضع منشور حقوق‌ بشر بوده‌ است‌ که‌ آزادی‌ مذهبی‌ و حقوق‌ زنان‌ دو رکن‌ اصلیآن‌ بوده‌ است‌‌ ايرانيان‌ حتی‌ بر خلاف‌ روميها‌ مصريها‌ يونانيها و ساير تمدنهای معاصر خود‌ نظام‌ برده‌ داری‌ نداشته‌ اند‌ اخلاق‌ و دين‌ ايرانی‌ بر سه‌ پايه‌ پندار نيک‌،گفتار نيک‌ و کردار نيک‌ بنا شده‌ بود و نخستين‌ قوانين‌ انسانی جنگ‌ و برخورد با اسرا و مغلوبين‌ توسط ايرانيان‌ تدوين‌ و به‌ اجرا گذاشته‌ شد‌ اين‌ نظام‌ اخلاقی‌ توسط اسلام‌ تکرار و تکميل‌ شد و به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ تمدن‌ در قالب‌ جديد خود تداوم‌ يافت‌.‌
وقايع پس‌ از جنگ‌ لئونيداس‌‌ پادشاه‌ اسپارت‌ که‌ موضوع‌ اين‌ فيلم‌ می‌ باشد‌ مويد اين‌ نظام‌ اخلاق‌ مند است‌‌ خشايارشاه‌ پس‌ از فتح‌ آتن‌‌ معبد اکروپوليس‌ و شهر را ويران‌ نکرد‌ رفتاری‌ که‌ اسکندر در قبال‌ ايران‌ از خود نشان‌ نداد‌ ايرانيان‌ اهل‌ تبديل‌ ملت‌ های مغلوب‌ به‌ بردگان‌ و مستعمرات‌ خود نبودند و خشايار شاه‌ هم‌ در قبال‌ يونان‌ همين‌ روش‌ را پيش‌ گرفت.‌‌
در دوران‌ پس‌ از آن‌ هم‌ تمدن‌ يونانی‌ در دوران‌ تاريک‌ اروپا توسط ايرانيان‌ حفظ و توسعه‌ داده‌ شد و در واقع ايرانيان‌ حلقه‌ واسط ارتباط اروپا با تمدن‌ شکوهمند و باستانی خود بودند‌.
همه‌ اين‌ مسائل‌ اموری هستند که‌ سيصد قصد تخطئه‌ انها را داشته‌ و چيزی که‌ در مقابل‌ به‌ دست‌ می آورد‌ يعنی‌ تحريک‌ چند جوان‌ برای‌ پيوستن‌ به‌ ارتش‌‌ ناچيز است‌‌ سازندگان‌ فيلم‌‌ سرگرمی‌ را تنها هدف‌ ساخت‌ اين‌ فيلم‌ خشن‌ عنوان‌ کرده‌ اند.‌ ش
لارپوبليکا با مطرح‌ کردن‌ اين‌ پرسش‌ که‌ حتی‌ در صورت‌ پذيرش‌ اين‌ ادعا آيا سرگرمی‌ می‌ تواند وسيله‌ ای‌ برای‌ توهين‌ يا تحريف‌ تاريخ‌ يک‌ ملت‌ شود‌ می‌ نويسد‌ آنچه‌ تعجب‌ آور است‌ اکران‌ فيلم‌ در سينماهای‌ اروپايی است‌ که‌ معمولاً ملتی‌ فرهيخته‌ معرفی‌ می‌ شوند‌ .
با اين‌ حال‌ مطمئنا اين‌ فيلم‌ غيرمنصفانه‌ و جعلی‌ واقعيتهای‌ تاريخی‌ را تغيير نمی‌ دهد‌ مثلی‌ ايرانی می‌ گويد که‌ اگر سنگی بی‌ ارزش‌ گوهری‌ گرانبها را بشکند‌ ارزش‌ سنگ‌ افزون‌ نخواهد شد.

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

300 به مثابه هنر فاشیستی 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

هیولاهای تخیلی

راجر مور، منتقد سینمایی نشریه اورلاندو سنتینل ، فیلم ۳۰۰ را نمونه‌ای از آنچه قبلا سوزان سانتگ، نویسنده آمریکایی، هنر فاشیستی نامیده بود، به حساب می‌آورد.

بازبینی مجدد اقتباس سینمایی مجلل شرکت برادران وارنر از کتاب کمیک استریپ فرانک میلر درباره تاریخ "نبرد ترموپیل" – فیلم ۳۰۰- کاملا روشن می‌کند که چه چیز باعث شد تماشاگران در جشنواره فیلم برلین ماه قبل آن را هو کنند.

...سانتگ در توصیف جذابیت فیلم تبلیغاتی لنی ریفنشتال از راهپیمایی نورنبرگ ، "پیروزی اراده"، نوشت:‌"هنر فاشیستی تسلیم را زیبا جلوه می‌دهد، حماقت را تعالی می‌بخشد، مرگ را پرزر ق و برق می‌کند."

توصیفی که به  بسیاری از کمیک استریپ‌ها شباهت دارد. و به فیلم‌های " جنگ ستارگان " و " ارباب حلقه‌ها". و به همان دلیل به موسیقی "هوی متال". زیبایی‌شناسی فاشیستی مدتها مورد علاقه پسران نوجوان بوده است.

و ۳۰۰؟ شباهت بسیار زیادی به توصیف سانتگ دارد. سرگرمی "حماقت‌بار"، پذیرش "تسلیم‌" به سرنوشت "مرگبار" فرد (و نامیرایی که ظاهرا شخصیت‌های فیلم اعتقاد دارند تحقق خواهد یافت) و مردن‌های  "پرزرق وبرق‌ شده‌ای" ،‌که هم‌چنانکه تاریخ ‌به صورت افسانه بازنویسی می‌شود، برای ۲۵۰۰ سال دوام آورده‌اند.

به نظر من، زیبایی‌شناسی فاشیستی فیلم کاملا مناسبت دارد. این روند مدت‌هاست که آغاز شده است.

ارباب حلقه‌ها پیام "۱۱ سپتامبری"‌اش  را درون خود گنجانده بود.

البته حتم دارم که این هنرمندان پشتیبان دولت یا سیاست خاصی نیستند (بوش نه خشایارشاه است و لئونیداس- بیشتر شبیه ترون است. فیلم را ببینید متوجه می‌شوید.) اما روح زمانه "برخورد تمدن‌ها" را تایید می‌کنند.

و فاشیست‌ها می‌دانستند که چگونه نمایش‌های باشکوه بیافرینند. به "دره هبوط " در اسپانیا - یادمان جنگ‌های داخلی اسپانیا ساخته‌شده بوسیله حکومت ژنرال فرانکو - نگاهی بیندازید یا مجموعه  فیلم‌های "پیروزی اراده"، "روز ایمان" و "المپیاد" لنی ریفنشتال را کرایه کنید...

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

300،تبلیغاتی بدون مبنای تاریخی 

موضوع: آلبوم قایق کاغذی منصور شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

                                          300

پس از نمايش عمومی فيلم «۳۰۰» در بيش از ۳ هزار سينمای آمريكای شمالی و سينماهای چند كشور ديگر، موجی از اعتراض‌ها عليه تحريف آشكار تاريخ در اين فيلم ضدايرانی، آغاز شده است.

در ۳۰۰ كه ماجرای نبرد سپاه ايران را با اسپارت (منطقه‌ای در يونان) روايت می‌كند، لشكر ايران، چيزی در حدود يك ميليون سرباز پابرهنه و جنگجويان اسپارت، تنها ۳۰۰ تن نشان داده شده‌اند. خشايارشاه (پادشاه ايران، پسر داريوش) چهره‌ای سياه و مشابه رهبران قبايل آفريقایی دارد و سپاه ايران، بسيار خشن، وحشی و بدوی است.

ميرجلال‌الدين كزازی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره اين اطلاعات تاريخی می‌گويد: « آن‌چه در اين فيلم نشان داده شده است، بی هيچ گمان، بی‌پايه است. نه‌تنها در اين جنگ كه در هر نبرد ديگری كه در ميانه ايران و يونان درگرفته، همواره در منابع يونانی، با گزافه و دروغ و افسانه‌بافی درآميخته است چراكه ايران هميشه در آن روزگاران مايه رشك يونانيان بوده است و يكی از راه‌هايی كه مردم يونان و به‌ويژه تاريخ‌نگاران يونانی يافته‌اند برای اين‌كه رشك خود را فرونشانند و كين و دشمنی خود را با ايرانيان آرام سازند، بر بافتن دروغ‌های شگفت‌انگيز و خنده‌آور است».

اشاره كزازی كه خود يكی از پژوهشگران تاريخ و ادبيات باستانی است، به «هرودت» تاريخ‌نگار است كه مبنای اصلی فيلم ۳۰۰ بوده است.

كزازی درباره شيوه تاريخ‌نويسی هرودت يونانی می‌گويد: « نوشته‌های هرودت كه يونانيان او را پدر تاريخ می‌دانند، به‌هيچ‌روی ارزش تاريخی ندارد، مگر در نماهای درشت. در نماهای خرد و ريز، در نوشته‌های او چيزی جز مشتی دروغ و ياوه مواجه نيستيم.»

كزازی درباره جزئياتی نظير چهره خشايارشاه و نحوه پوشش ايرانيان دوران هخامنشی می‌گويد: «چهره خشايارشاه، چهره‌ای ناشناخته نيست. آن‌را میتوانيم در سنگ‌نگاره‌های ايرانی و نقش‌هايی كه بر سكه‌ها و ديگر ابزارهای به‌جا مانده از آن زمان است ببينيم.

شهرياران هخامنشی، كمابيش چهره‌ای يكسان داشته‌اند با گيسوی بلند چين در چين از دو سو و ريش بلند و پرشكن كه از ويژگي‌های هخامنشی است.» اين استاد دانشگاه، جامه‌های هخامنشی را نيز اين‌گونه توصيف می‌كند: «جامه‌های ابريشمی گرانبها كه سراسر تن را می‌پوشانده و گاهی شلوارهای ابريشم چين در چين. اين نكته‌ای نيست كه پوشيده مانده باشد و بتوان آن‌را وارونه جلوه داد».

اما يكی ديگر از نكات اغراق‌آميز در فيلم ۳۰۰، تعداد بسيار سپاه ايران در مقابل شمار اندك اسپارتی‌هاست. در نوشته هرودت، تعداد ايرانی‌ها در نبرد اسپارت، ۱۲۰ هزار و در فيلم ۳۰۰، يك ميليون تن آمده است.

كزازی در اين‌باره می‌گويد: «چگونه است كه يونانيان آنچنان از سپاه ايران در بيم و هراس بوده‌اند كه هر زمان می‌خواسته‌اند از دورترين جای ياد كنند میگفتند جايی كه نيزه سپاهی پارسی به آن می‌رسد و ايرانيان برای نبرد با ۳۰۰ يونانی، يك ميليون يا حتی ۱۲۰ هزار سپاهی گسيل می‌كند؟ اگر ايرانيان مردمانی آغازينه [بدوی] و بی‌فرهنگ بوده‌اند يا ۱۲۰ هزار ايرانی نمی‌توانسته‌اند به‌سادگی ۳۰۰ يونانی را درهم بشكنند، چگونه اين زبانزد در آنجا مرسوم بوده است؟»

كزازی تأكيد می‌كند كه نكات مورد اشاره‌اش از منابع و مآخذ بی‌دروغ تاريخی است و بيش از آن‌كه به تاريخ‌های آميخته به تحريف استناد كند، براساس هنجارها و رسم و رسوم جامعه يونان و منابع كاملا دقيق تاريخی، سخن گفته است.

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

سیزده بدر و سبزه گره زدن 

موضوع: بیوگرافی منصور یکشنبه دوازدهم فروردین 1386

۱۳ اومد،به همین سادگی.۸۶ تو یه خواب قشنگ اومد،اولش خواب بود شایدم یه رویا اما وقتی پلکی باز و بسته شد زندگی یکسال گذشته بود. به قول بعضی ها چهارشنبه هم مثل بقیه روزها بود،آره مثل بقیه روزها بود اما نکته اینجاست که تو اونو چه جوری دیدی،تو.خود تو ،چیکار کردی که قشنگ باشه. بزار یه چیزی بهت بگم عید سال قبل اصلاً خوب نبود وقتی بهش فکر کردم ، مشکل خودم بودم،همین.اما امسال خواستم که قشنگ شروع بشه که همینجور هم شد،قشنگ مثل تو که قشنگی.فقط یه کم فکر کن و بدون تو هر بازی تو برنده ای. و حالا سیزده بدر کاری کن که قشنگ شه،واسه خودت واسه همه.

بازهم سال نو رو به همه ایرانیان تبریک میگم و امیدوارم سالی توام با سلامتی،لب خندان،دل شاد و بسیار موفقیت آمیز برای شما عزیزان باشه و از دور روی ماهتون رو می بوسم.دوستون دارم.

حال از شما دوستای قشنگم تشکر می کنم که تو این مدت واقعاً سنگ تموم گذاشتید و ایندو رو شرمنده قشنگیهاتون کردید،خیلی نازید و از شما نازهای قشنگ می خوام بگین سال نو رو چه جوری شروع کردین (همین ۱۲ روز) و اینکه یه دروغ سیزده بگین،هر چی دلتون خواست بگین،خیلی راحت.

و حالا سیزده بدر...

 

سیزده به در

 

در کتابهای تاريخی و ادبی سده های گذشته، که رسم ها، آيين جشن های نوروزی کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقی، مروج الذهب، زين الاخبار و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورۀ غزنوی که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره ای به " سيزده بدر " نمی يابيم. پرسش اينجاست که اگر در کتاب های تاريخی و ادبی گذ شته اشاره ای به سيزده بدر و هفت سين نمی يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده ای جديد دانست و يا اين که، رسمی کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟  نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آيينی که بدين گونه در همه شهرها و روستاهای ايران همگانی است و در بين همۀ قشرهای اجتماعی عموميت دارد، نمی تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. ديگر اين که می دانيم کتابهای تاريخی و شعرهای شاعران، رويدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بيان و توصيف می کرد. ولی سيزده بدر، رسمی خانوادگی و عام و به بيانی ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غير جدی، برای خود جايی باز کرده، تا " نحسی سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد. و شايد " نحس " بودن هم عاملی برای بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد ۱۳ و دوری جستن از آن، در بسياری از کشورها و نزد بسياری از ملت ها، باوری کهن است. مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمی خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيرونی در جدول " روزهای مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهای زيادی فروردين ماه اول تابستان بود. يکی از نويسندگان در خاطره های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارۀ سيزده بدر می نويسد : روز سيزده بدر جايز نبود برای ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و می گفت نحسیت را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی خواست مبتلا به نحسیت آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم می شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.  شباهتی که بين سيزده بدر و برخی از رسم های کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبی از انديشه های زرتشتی، فلسفۀ باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن می رساند که آيا هر دو ريشۀ مشترک باستانی ندارند؟  کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخی از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ ميبرند. در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت ، يا سه ويژگی مشترک اين دو عبارتند از :
1- آغاز محاسبۀ
هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعی
است.
2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت می
روند.
3- باز
ی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عيد بهاری رسم است، نه فصلهای
ديگر سال.
شباهت ديگر دروغ ها
ی روز اول آوريل، با شوخی های سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با ۱۲ فروردين ). پيشينه و انگيزۀ برگزاری سيزده بدر، هر چه باشد، در همۀ شهرها و روستاها و عشيره های ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمی است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سيزده را بدر کرد. خانواده ها در اين روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردنی های سفرۀ هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت می روند و سبزۀ هفت سين را با خود برده و به آب روان می اندازند.

سبزه به آب انداختن

به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ويژگی های روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسی است. اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگونی برای ازدواج و همسر يابی، می باشد. در فرهنگ اساطير برای رسم های سيزده بدر، معنی های تمثيلی آورده :  شادی و خنده در اين روز به معنی فروريختن انديشه های تيره و پليدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانۀ فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه های تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثيلی برای پيوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دوانی - يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالی است.
اين باور همگانی
چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " برای گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسی سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومی می رود.  با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسيله های آمد و رفت سريع السير، وسيله های ارتباط جمعی و ... به ناگزير شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواريهای آمد و رفت را پيش بينی می کنند. فراوانی اتومبيل و ديگر وسيله های آمد و رفت موتوری و نيز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بيابند.

 

                               سیزده بدر

سبزه گره زدن

افسانۀ آفرينش در ايران باستان و مسئلۀ نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتی دربارۀ کيومرث حائز اهميت زيادی است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبياء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيرونی در کتاب آثار الباقيه بر پايۀ همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوی کيومرث بودند روز سيزده فروردين برای اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايۀ ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پيمان زناشويی نيت می کنند و علف گره می زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولی در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردی که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختری از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدۀ نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ايران و عراق که زرتشت را از خود می دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب می آورند.

 

                                            سبزه گره زدن

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

سال نو مباک 

موضوع: آلبوم جنجالی منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

دعای تحویل سال

سال نو مبارک

سال نو مبارک ، صدسال به این سال ها.بله دیگه سال ۱۳۸۵ رفت با تمام قشنگیهاش با تمام غم هاش ،با تمام خنده هاش با تمام گریه هاش.امیدوارم فقط قشنگیهاشو با خودت برداری و به ۱۳۸۶ بیای،ایندو همون جا منتظرته. می نویسم از ... باردیگر صفحه ی پلاسیده ی زمان، با عبور از ثانیه ها و دقایق و ساعتها ورق خورد و در اولین سرآغاز شب، با انفجار خورشید، تاریکی سکوت بار دیگر شکسته شد .آری باز عید آمد و باز نوروز...درخت را بیدار کن و سبزه را مژده روییدن ده که بهار آمده است...سال نو مبارک

این سال رو به تمام مردم ایران،سرزمین من و تمام کسانی که این جشن کهن رو به پا داشتن تبریک می گم و یک دعا می کنم برای وطنم و مردمان قشنگش که امیدوارم هر کجایی که هستن موفق باشن :

 

خدایا ایران و ایرانی را موفق و سربلند بگردان،آمین

 

در همین جا لازم می دونم از دونه دونه دوستانم و خانواده های گرامیشون تشکر کنم و سال رو بهشون تبریک بگم:

از مستر که به جز اون کسی رو ندارم ، منصور عزیز که با تموم وجودم دوستش دارم و زندگی بهتر از این نمیشه که الگوم منصور باشه.منصور قرارمون یادت نره –  تمام طرفدار های منصور عزیز،مخصوصاً پیمان زمانی- رامین عزیز- دوستان نسل منصوری خودم و دونه دونه منصوریها که عزیز دلم هستن و نتونستم یادی ازشون کنم (آرزومه که همه با هم یه عید کنار منصور باشیم) – مسعود که بهانه های بارونیش دیوونم کرد – لیلی خانم ناگهان چه زود به انتظار آمدنت نشستم – لییا جون،کی میتونه دل منو مثل تو بلرزونهشاپور جان اولین همدم بلاگیم،جاده های برفی بدون تو نمیشهمیثم تنهای من،هنوز به انتظار تکه شکسته لیوانش نشستهحسین،به پیوند ویتا به قلب میتا به نام اوشراره،شراره ای شد بر وجود منسارا تو بهترینی برای منپاشا خان،چه طوری عاشق شیشه ایبهاره چشمامو باز کردمو جز تو کسی رو ندیدم – ستاره برای من از تنهاییت بگو – عاطفه ستاره ای در سکوت – محسن عاشق دختری به نام پریسا – فرامرز و سمیرا قشنگرین نامزدهایی که دیدی – بدشانس نمیدانم کی انتظار نگاه عشقت به آمدنش به سر می رسدپائیز همیشه طرحی از یاد تو اینجا هستنیکا،با ما کاری نداره.

یه چیزی بگم که اگه نگم می میرم : چه آپ خفنی کردم ،از اون طرف اومدم آخرین آپ سال رو انجام بدم که شد اولین آپ سال،ای داد و بیداد از این زمونه.سال ۱۳۸۶ قشنگه مثل همه قشنگهایی که بالا نام بردم مثله تو که قشنگی ، یه بار دیگه بخون که ببینی چقدر قشنگن و قشنگی.ایندو رو تنها نذارید،دستمونو بگیرید که ترسی نداره.قشنگ باشید...

 

              ماهی قرمز

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

جشن نوروز 

موضوع: بیوگرافی منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

امروزه نوروز بزرگترين جشن باستانی ايرانيان است. گستره ی اين جشن نه تنها در ايران كه در ميان تيره های گوناگون آريايی و جدای مانده از میهن است. چه در كردستان و چه در آذرآبادگان و چه بلوچستان و در میان تیره های بختیاری و لر و تالشی و تاجیک و افغان و.... اين جشن با شكوه بزرگ و درخوری برگزار ميشود. و اين همان چيزيست كه ايرانيان و تيره های آريايی برای يكپارچگی نيازمندند.

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان می پنداشتند كه در پنج شب ، روان پاك مردگان ، برای ديدار سامان  زندگي و روزگار بازماندگان به زمين فرود می آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و دیدار  می شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و باشندگان(ساكنان) آن آسوده و شاد باشند ، روان درگذشتگان مسرور و سر افراز بر می گردند. اما اگر جز این باشد، آنان اندوهگين و ناراحت به جايگاه خويش باز می گردند و تا سال آينده چشم براه می نشينند.

فردوسی بزرگ درباره ی پيدايش نوروز چنين ميگويد:

چو خورشيد تابان ميان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا

بجمشيد بر گوهر افشاندند
مران روز را
روز نو خواندند

 درباره ی پيدايش نوروز در روايتی ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از پیدایش  آن در شگفت شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم پیشکش کنند. از اين رو ، آن را نوروز ناميدند.

 همچنين گفته شده كه اهريمن ، بلای خشكسالی و قحطی را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و درپايان  او را شكست داد . آنگاه خشكسالی، قحطی و گرسنگی را بر روی زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و چوب خشكی سبز شدند . پس مردم اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و خجستگی در تشتی جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز بجای مانده است.

سر سال نو هرمز فروردين
بر آسوده از رنج روی زمين

بزرگان به شادي بياراستند
مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان يادگار

 

نوروز در تخت جمشيد و استوره ی آن:

همانگونه كه گفته شد‚ افزون بر ریخت دیوانی پارسه، يكي از كاربرد های دیگر تخت جمشيد برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده.

در اينجا به برخی از  فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت.يكی از آنها باورمندی به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.

 باور ديگر اين است كه در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمين آمد و در كالبد انسان جای گرفت و در اين روز فروهر درگذشتگان به زمين باز ميگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)

 در استوره ديگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهی جمشيد پس از ساختن کاخی با شكوه است و استوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد یگان های اندازه گيری را تايين نمود. یگان اندازه گيری درازا ۱ بند انگشت (اينچ) در پارسه به كار ميرفته كه هر یگان آن برابر ۲.۲ سانتيمتر بوده.

در خيام نامه آمده است :

 چون از اميري جمشيد ۴۲۱ سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همی آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمی بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند.

 

در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زير بوده است :

 آرياييها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشنی برگزار می كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست كه به هنگام آغاز فصل گرما يعنی به هنگامی كه گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می كشانيدند و از ديدن چهرۀ گرمابخش خورشيد شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در اين روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می كردند . بر پايه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا می شده و شايد به ريختی كه اكنون بر ما نمايان نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .

 جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال ميشد و در اين روزها ، فرماندهان بار عام می دادند و مهتران خاندان خود را به ترتيب می پذيرفتند و به حاضران عيدی می دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب بر می خواستند ، به كنار نهرها و کاریز ها و خود را می شستند و به يكديگر آب می پاشيدند و شيرينی تعارف می كردند . پگاه پیش از آنكه سخنی گويند ، شكر يا عسل می خورند و برای نگهداری بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می ماليدند.

ابزارهايی كه در زمان جمشيد پادشاه استوره ای ايران ساخته شد:

 

جنگ افزارهای گوناگون:

بفر كيی نرم كرد آهنا                      چو خود و زره كرد و چون جوشنا

چو خفتان و تيغ و چو بر گستوان         همه كرد پيدا بروشن روان

 

بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:

زكتان ابريشم و موی قز                     قصب كرد پرمايه ديبا و خز

بياموختشان رشتن و تافتن                  بتار اندرون پود را بافتن

چو شد بافته شستن و دوختن             گرفتند از و يكسر آموختن

 

خشت و گچ:

بفرمود پس ديو ناپاك را                بآب اندر آميختن خاك را

هر آنچ از گل آمد چو بشناختند      سبك خشت را كالبد ساختن

بسنگ و به گچ ديو ديوار كرد         نخست از برش هندسی كار كرد

 

ساختن گرمابه و كاخ:

چو گرمابه و كاخهای بلند         ***     چو ايران كه باشد پناه از گزند

 

سيم و زر و ياقوت:

بچنگ آمدش چند گونه گهر     ***    چو ياقوت و بيجاده و سيم زر

 

پزشكی و درمان:

پزشكی و درمان هر درد مند     ***       در تندرستی و راه گزند

 

كشتی و دريانوردی:

گذر كرد از آن پس به كشتی بر آب  ***   ز كشور به كشور گرفتی شتاب


 اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد(جمشیدیان) نيز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، يونانيان، تازيان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آريايی جاريست.

هر روزتان نوروز        ****         نوروزتان پيروز

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

هفت سین 

موضوع: بیوگرافی منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

هفت سین

هفت سين به معنای هفت قلم شيئی كه نام آن‌ها با حرف «س» (سين) آغاز مي‌شود، يكی از اجزای اصلی آيين‌های سال نو است كه پيشينه‌ی ايرانيان آن را برگزار می‌كنند. اين اقلام سنتاً در سفره‌ی هفت سين چيده و به نمايش گذاشته می‌شوند. اين سفره‌ای است كه هر خانواده‌ای بر روی زمين (يا بر روی ميز) در اتاقی كه معمولاً به ميهمانان گرامی اختصاص داده شده می‌گسترد و اين اقلام بر روی آن قرار داده میشود: در بالای سفره (در دورترين فاصله از در) آينه‌ای گذاشته می‌شود، كه در دو طرف آن شمع‌دان‌هايی دارای شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخه‌ای از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ نيز استفاده می‌شود)، تُنگی كه معمولاً حاوی يك ماهی لايی (بسياری از خانواده‌ها يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوری شده و/ يا كاسه آبی كه حاوی برگ سبز انار، نارنج، يا شمشاد است نيز می‌افزايند)، ظرف‌های حاوی شير، گلاب، عسل، شكر، و (۱، ۳، ۵ يا ۷ عدد) تخم مرغ رنگ‌آميزی شده گذاشته می‌شود. مركز سفره عموماً با گل‌دانی از انواع گل‌ها، معمولاً سنبل و شاخه‌های بيدمشك فروگرفته می‌شود. كنار آن، سبزه و دست‌كم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز می‌شوند (تشريح شده در زير)، ظرفی حاوی ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير تازه، شيرينی‌های گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شده‌ی تخم‌های نخودچی، خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگی با كشمش آميخته ‌شده‌اند) قرار داده می‌شود.
اقلام سين‌دار سنتاً عبارت‌اند از: ۱. سبزه، يعني، گندمي (يا جو، گاهي نيز عدس) كه به بلندی چند اينچ درون قطعه پارچه‌ی سفيدِ نازكِ پيچانده شده به گرداگرد كوزه‌ای گلی روييده است (امروزه سبزه در يك ظرف سفالين كم‌گود رويانده ميشود)؛ ۲. سپند (اسفند)، تخم سداب كوهی كه اغلب در يك بخورسوز گذاشته می‌شود و درست پس از آغاز سال سوزانده می‌شود؛ ۳. سيب، پيش‌تر ياد شد؛ ۴. سكه، چند عدد سكه‌ی نو؛ ۵. سير (سابقاً همراه با ريشه‌هايی كه برای شباهت دادن به شرابه‌های رنگين، قرمز رنگ می‌شدند)؛ ۶. سركه؛ ۷. يك كاسه سمنو (شيرازی‌ها و كردها سمنی می‌گويند). اين فقره‌ی آخر بدين شيوه تهيه می‌شود: مقدار مناسبی گندم برای سه روز در آب (ترجيحاً آب بارانی كه برای اين منظور فراهم شده) خيسانده می‌شود و سپس بر روی يك سينی فلزی پهن گرديده و با پارچه‌ای سفيد پوشانده می‌شود. هنگامی كه گندم اندكی روييد، بر روی تخته‌ای سنگی يا چوبی خُرد و بعد درون هاون كوبيده می‌شود و شيرابه‌ی آن با آب داغ، روغن و آرد مخلوط گرديده و همه‌ی آن به وسيله‌ی زنان (هيچ مرد بالغی مجاز با مشاركت در اين فرايند نيست) به آهستگی پخته می‌شود (اغلب يك شب كامل صرف آن می‌گردد)؛ نتيجه‌ی كار يك خمير غليظ، شيرين و به رنگی مايل به قرمز است، كه بخشی از آن برای سفره‌ی نوروز كنار گذاشته می‌شود و باقی آمده‌ی آن در ميان همسايگان پخش می‌شود، كه آنان نيز ظرف حاوی سمنو را همراه با يك يا چند عدد تخم مرغ رنگ شده يا برگی سبز باز می‌گردانند.
ذكر چند ملاحظه در اين جا لازم است. نخست، برخلاف نام خود، سفره‌ی هفت سين دربردارنده‌ی اجزای اصلی بسياری است كه با حرف سين آغاز نمی‌شوند. دوم، اقلام گزيده شده‌ی سين‌دار هميشه شماری بيش از هفت دارند و كمابيش همواره سنجد و سماق و سوهان (شيرينی) هم افزوده می‌شود. بسياری از خانواده‌های حتی اقلام سين‌دار بيش‌تری نيز اضافه می‌كنند، مانند سبزی، سياه‌دانه، سنگك، سپستان، و سرمه. سوم، سفره‌ی هفت سين مختص جشن نوروز نيست. در بسياری جاها مرسوم است كه سفره‌ی مشابهی در آيين‌های عروسی چيده شود و در برخی نواحی نيز در شب چله چنين سفره‌ای مهيا مي‌گردد؛ در منطقه‌ی كاشان اين سفره در جشن اِسبندی در ۲۵ بهمن، كه برابر با اول اسفند در تقويم رسمی است، چيده می‌شود. چهارم، برخی از مردمان سهيم در ميراث فرهنگی و سنت‌های ايرانی (مانند افغان‌ها، تاجيك‌ها، ارمنيان) اين اقلام را آماده نمی‌كنند. حتا جالب توجه‌تر اين حقيقت است كه چيدن آن‌ها در ميان كردها يا زرتشتيان، كه هر دو حافظان پرحرارت آن دسته از سنت‌های ايرانی‌اند كه چيزهای هفت‌گانه نقشی مركزی را در آن‌ها ايفا می‌كند، مرسوم نيست. با وجود اين، موبد نيك‌نام يادآوری می‌كند كه «امروزه در بسياری از خانواده‌های زرتشتی، به ويژه آنان كه در شهرها زندگی می‌كنند، هفت سين برای سفره نوروز تهيه می‌شود». اين موضوع به آشكارا روی‌كرد جديدی است كه از تماس فزاينده‌ی زرتشتيان با ديگر ايرانيان متأثر گرديده است. جالب آن كه كردها برای جشن «كوسه گلدی» كيك سمنی می‌پزند. پنجم، هرچند می‌دانيم كه ساسانيان با روياندن هفت نوع تخم بر روی هفت ستون به پيشواز نوروز می‌رفتند و بر سر سفره‌ی نوروز خود سينی‌هايی حاوی هفت شاخه گياه (گندم، جو، نخود، برنج، و غيره)، و نيز يك گِرده نان درست شده از هفت گونه غله می‌گذاشتند، اما به سبب ناهماهنگی‌های ياد شده در زير شماره‌های يك و دو، نمي‌توان آن‌ها را با هفت سين مقايسه نمود و متشابه دانست.
پيشينه و تاريخچه‌ی سنت چيدن سفره‌ی هفت سين مبهم و نامعلوم است. برخی چنين انديشيده‌اند كه اقلام اصلی با «ش» (شين) آغاز می‌شده‌اند، و بدين جهت به بيتی آشكارا متعلق به تاريخی جديد استشهاد كرده‌اند كه ادعا می‌كند «در زمان ساسانيانْ ايرانيان بر سر سفره‌ی نوروز شهد و شير و شراب و شكر ناب؛ شمع و شمشاد و شايه قرار می‌داده‌اند». ساختگی بودن اين تعبير، كه به نام‌هايی عربی استشهاد می‌كند و از اجزايی اصلی و ضروری مانند سير، سمنو و سپند چشم‌پوشی می‌كند، بديهی است. ديدگاه‌های مبنی بر اين را كه اصطلاح هفت سين تحريف هفت سينی يا هفت ميم (اقلام آغاز شونده با حرف ميم، مانند ماست، ميوه، ميگو، مويز و غيره)، يا هفت چين (= هفت [چيز] چيده شده) است، جداً نمی‌توان پذيرفت. واقعيت آن است كه همه‌ی نشانه‌ها و اشاره‌ها دلالت بر آن دارند كه [چيدن] هفت سين، چنان كه آن را می‌شناسيم، رسمی كهن نيست. قديمی‌ترين اشاره‌ی موجود به رسم چيدن هفت سين، ارجاعی غيرقابل اطمينان و منفرد بدان در يك دست‌نوشته‌ی كهن فارسی منسوب به دوران صفوی است. و گرنه، سياحان و مورخان سده‌ی ۱۹ در گزارش‌های عينی خود از آيين‌های  نوروز، به ندرت از اين رسم ياد كرده‌اند. تنها
Heinrich Brugsch، كه در ۱۸۶۰ در تهران بود و جشن نوروز را با برخي جزييات آن شرح داده است، ادعا می‌كند كه ايرانيان با كاشتن گل‌هايی با نام‌های آغاز شونده با حرف «س» در باغ‌های‌شان به پيشواز جشن ملی‌شان می‌روند. اشاراتی نيز وجود دارد به يك سينی پر شده با هفت نوع ميوه، اما نه به هفت سين، كه بدين ترتيب به نظر می‌رسد در سده‌ی اخير به سبب تبليغ و معرفی آن در رسانه‌ها، مرسوم و متداول شده است.
در هر حال، اگر سفره‌ی نوروز را به صورت يك كل در نظر بگيريم و به حرف سين توجهی نكنيم، اقلام اصلی آن به خوبی اين تعبير را آن‌ها بازتاب‌های اوضاع دوران شبانی و يك‌جانشينی ايرانيان باستان و باورهای آنان، به ويژه در مورد امشاسپندان هستند، به دست می‌دهند:
تدارك اين سفره در شب نوروز و گستردگی اين باور كه روان مردگان فرود می‌آيند و شريك سفره می‌شوند، به آشكارا آن را با جشن روان‌ها (فروردينگان) مرتبط مي‌سازد. تخم مرغ‌ها، مردم (از
Martiya* tauxman  ”تخم ميرا“؛ در شهرك خور تخم‌مرغ‌ها در زير نيمكت آماده شده برای عروس، به اميد بچه‌دار شدن او، ‌گذاشته می‌شود) را نمادپردازی می‌كند و به آفريدگار اشاره دارد؛ شير، گاو و وهومنه/ بهمن را نمايندگی می‌كند؛ شمع‌ها، آتش پاك و اشه وهيشته/ ارد‌یبهشت را؛ سكه‌ها، ثروت و خشثره‌ويرييه/ شهريور را؛ سنبل هم هئوروتات/ خرداد و هم امرتات/ (ا)مرداد را نمادپردازی می‌كند، چنان كه آب و سبزه و سبزی نيز چنين می‌كنند. بيدمشك، آرميتی/ سپندارمد را نمايندگی می‌كند، چنان كه سپند/ اسفند نيز، كه بخشی از نام آن را نگاه داشته، چنين می‌كند. به طور جالب‌تری، ممكن است به نيروی درمان‌بخش آرميتی به واسطه‌ی سير اشاره شده باشد، كه چنان نزد ايرانيان به عنوان يك دارو و وسيله‌ی دور كردن چشم بد و نيروهای اهريمنی ارزشمند بود كه پارس‌ها يكي از ماه‌هاي‌شان را ثايگرچی Thaigarchi (= ماه سير) ناميده بودند. اناهيد با آب (باران) فراهم شده به ويژه برای اين مناسبت نمايندگی ميشود. سمنو، كه برای سفره كاملاً ضروری است و چنان مقوی نيرومند قوای جنسی دانسته می‌شود كه برخی آن را «نيروی رييس خانواده» می‌خوانند، می‌بايست به اناهيد منسوب باشد، چرا كه سمنو را فقط زنان تهيه مي‌كنند (حتا در ميان كردها، كه هفت سين نميچينند)، و در هنگام به هم زدن مخلوط در حال پخت آرزو می‌كنند كه شوهرانی خوب و فرزندانی نيك بيابند. به علاوه، ظرف سمنو با پيش‌كش شدن به نام ورجاوند «فاطمه‌ی زهرای معصوم» آماده می‌شود (زهرا = زهره نيز نام سياره‌ی ونوس/ اناهيد است). ماهی كره Kara، كه در دريای اسطوره‌ای Vourukasha  زندگی می‌كند و موجودات زيان‌بار را دفع مي‌كند، با ماهي درون تُنگ نمايندگي مي‌شود. اين تجزيه و تحليل را، كه بيش‌تر از اين نيز می‌توان ادامه داد، نشان مي‌دهد كه اشياء اصلي سفره‌ي نوروز بسيار باستاني و پرمعنا هستند، حال آن كه انگاره‌ی (idea) هفت سين، جديد و نتيجه‌ی تفنن عاميانه‌ای است كه بر مبنای ذوق و سليقه درون يك آيين پسنديده بسط و گسترش يافته است.

 

                           هفت سین

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

به ایرنی بودن خود افتخار کنید 

موضوع: بیوگرافی منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

ایران

آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهری به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه حيوانات خانگی را تربيت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه كشاورزی را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه كشتی يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكی از پادشاهان زن ايرانی.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايرانی اختراع شد با ۱۱۵ سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در ۷۰۰۰ سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه شيشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

سرزمین من

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

ویژگیهای یک دوست خوب 

موضوع: آلبوم فقط به خاطر تو منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

دوسـتـان خـوب يـك سري ويژگي دارند كه آنها را از ديگران متمايز مي كند و سبب ميگردد دوستــان بيشتري در كنار خود داشته باشند بنابراين با تـغيـيـر رفـتـار خــود به جرگه اينگونه افراد بپيونديد:

۱- يـك دوسـت خـوب حرفهايی كه بصورت محرمانه به وی زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا
ميباشد.

۲- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل اطمينان بوده و سر موقع حضور می يابد.

۳- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمی ورزد.

۴- يك دوست خوب هنگامی كه دچار بيماری و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا می شود و به عيادت شما می آيد.

۵- وی ميداند كه چه زماني صحبت و چه زمانی سكوت نموده و تنها گوش دهد.

۶- هنگامی كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاری را نداريد و پكر ميباشيد وی از رفتار شما دلخور نميشود.

۷- اگر شما به فضای بيشتری نياز داشته باشيد و يا می خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگی تلقی نكرده و از شما دلگير نميشوند.

۸- يـك دوست خــــوب حيوان خانگی شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.

۹- وقتی نظر او را در مــورد مسئله ای جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود.

۱۰- وی با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهای ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزی در مورد آنها نميگويد.

۱۱- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد.
۱۲- وی اجازه نمي دهـد كسـي پشت سر شما و در غياب شما در مورد شما بدگويی كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

۱۳- شما را به كارهای ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد.
۱۴-
هنگاميكه خودروی شما دچار نقص فني گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.
۱۵- روز تولدتان هميشه به يادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـی بـرای آن روز تـــدارك نديده باشيد شما را به بيرون برده و يـا برايتان كيك سفارش ميدهد.

۱۶- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وی در خصوص مسايلی همچون سياست،مسايل جنسی و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتی اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد.

۱۷- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف می كند.

اگر دوستی را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاری تا بحال نداشته ايد.

  

                  دوست خوب

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

نکته های مفید 

موضوع: آلبوم زندگی منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

۱.نان زندگی کن که وقتی فرزندانت در مورد عدالت،توجه و راستی فکر میکنند به یاد تو بیفتند.
۲.ببخش همه لباسهایی را که در طول سه سال گذشته نپوشیده ای به مستمندان.
۳.شجاع باش و حتی اگر شجاع نیستی به آن تظاهر کن. هیچ کس نمیتواند
تفاوتی بین آنها قایل شود.
۴.شوخی کن و لطیفه بگو اما برای سرگرمی و تفریح،نه برای آزار و اذیت دیگران.
۵.هیچ گاه سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
۶.در حد توان مالی و زمانی خود از یک موسسه خیریه حمایت کن.
۷.به فرزندانت نشان بده که به آنان اعتماد داری.
۸.شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن زیرا ۹۰ د صد خوشبختی تو به این تصمیم بستگی دارد.
۹.از بکار بردن عبارتهای طعنه آمیز خودداری کن.
۱۰.به خلوت فرزندان خود احترام بگذار و قبل از ورود به اتاقشان در بزن.
۱۱.گوش دادن را بیاموز گاهی اوقات فرصتها بسیار آهسته در میزنند.
۱۲.هیچ گاه به مقدسات بی حرمتی نکن.
۱۳.اجازه نده تلفن در لحظات مهم زندگیت خللی ایجاد کند. اگر تلفنی وجود دارد فقط برای آسایش و راحتی توست.
۱۴.برنده و بازنده خوبی باش.
.۱۵ هنگامی که خستگی و افسردگی را در صورت کسی میبینی هرگز آنرا به زبان نیاور.
۱۶.در خلوت انتقاد کن.
۱۷.هیچ گاه تحت تاثیر نخستین برخورد خام نشو.
۱۸.برای پیروزی در جنگ اصلی، شکست در نبردهای کوچک را مشتاقانه بپذیر.
۱۹.به قولت پایبند باش.

 

زندگی بهتر

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

SMS - 2 

موضوع: محافظ صفحه نمایش منصوری چهارشنبه یکم فروردین 1386

sms

به كسی عشق بورز كه لايق عشق باشد نه تشنه عشق.چون تشنه عشق روزی سيراب ميشود.

------------------------------------

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری، غرورت رو از دست بدی. ولی مواظب باش که بخاطر غرورت کسی رو که دوستش داری رو از دست ندی.

----------------------------------

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داری يا زندگی تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو!

----------------------------------

ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمی دونست كه اون خودش زندگيمه.

--------------------------------

اگه كسی ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون . اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.

---------------------------------

بهترين دوست اگه نيستی، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستی، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!

--------------------------------

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است.

---------------------------------

عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

------------------------------

اون روزا که تنها بودی گم شده ی دريا بودی، قايقت رو شکسته بود، تنت نهيف و خسته بود،

فانوس درياييت شدم، عاشق اهوراييت شدم، گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی.

----------------------------

هميشه برای کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

--------------------------------

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

راه تسخیر دلها 

موضوع: آلبوم فقط به خاطر تو منصور چهارشنبه یکم فروردین 1386

بسيار ديده شده است افراد با فضيلت و دانشمند بر اثر عدم آشنایی به فنون بحث و استدلال و عدم رعايت جنبه های روانی،هرگز نمی توانند در افكار ديگران نفوذ كنند.

به عكس افرادی را سراغ داريم كه به آن حد از نظر علمی نيستند ولی در جذب قلوب و تسخير دلها و نفوذ در افكار ديگران پيروز و موفقند.

علت اصلی آن است كه نحوه طرح بحث ها و طرز برخورد با طرف مقابل بايد با اصولی از نظر اخلاق و روان توأم باشد تا جنبه های منفی را در طرف مقابل تحريك نكند و او را به لجاج و عناد وادار نسازد بلكه به عكس وجدان او را بيدار كرده و روح حق طلبی و حق جویی را در او زنده كند.

در اينجا مهم اين است كه بدانيم انسان تنها انديشه و خرد نيست تا فقط در برابر قدرت استدلال تسليم گردد بلكه علاوه بر آن مجموعه ای از « عواطف » و « احساسات » گوناگون كه بخش مهمی از روح او را تشكيل می دهد در وجود او نهفته است كه بايد آنها را به طرز صحيح و معقولی اشباع كرد.

قرآن اين راه و روش را به ما آموخته كه چگونه در عين طرح بحث های منطقی چنان آن را با اصول اخلاقی بياميزيم كه در اعماق روح آنها نفوذ كند.شرط نفوذ اين است كه طرف مقابل احساس كند گوينده واجد اوصاف زير است:

۱. بر گفته های خود ايمان دارد و آنچه را كه می گويد از اعماق جانش برمی خيزد.

۲. هدفش از بحث ،حق جویی و حق طلبی است نه برتری و تفوق طلبی.

۳. او هرگز نمی خواهد طرف را تحقير كند و خود را بزرگ نمايد.

۴. او آنچه می گويد از طريق دلسوزی می گويد و منافع شخصی و خصوصی در اين كار ندارد.

۵. او برای طرف مقابل احترام قائل است و به همين دليل در تغييرات خود نزاكت در بحث را فراموش نمی كند.

۶. او نمی خواهد حس لجاجت طرف را بی جهت برانگيزد و اگر درباره موضوعی به اندازه كافی بحث شده به همان قناعت می كند و از اصرار در بحث و به كرسی نشاندن حرف خويش پرهيز دارد.

۷. او منصف است و جانب انصاف را هرگز از دست نمی دهد،هر چند طرف مقابل اين اصول را رعايت نكند.

۸. او نمی خواهد افكار خود را بر ديگران تحميل كند،بلكه علاقه دارد جوششی در ديگران ايجاد كند تا در عين آزادی ،اين خود جوشی آنها را به حقيقت برساند.

بررسی طرز بحثهای پيامبر اسلام (ص) و امامان (ع) با مخالفانشان الگوی بسيار ارزنده ای برای اين مبحث است. به عنوان نمونه به آنچه از امام صادق(ع) در اين زمينه در كنب حديث ثبت است توجه كنيد:

در مقدمه اين حديث معروف توحيد « مفضل بن عمر» چنين می خوانيم:او می گويد من در كنار قبر پيغمبر بودم و در عظمت مقام پيامبر(ص) انديشه می كردم .ناگهان ديدم « ابن ابی العوجاء » (از ماديون معروف) وارد شد و در گوشه ای نشست به طوری كه سخنش را می شنيدم هنگامی كه دوستانش اطراف او جمع شدند شروع به سخنان كفر آميزی كرد كه نتيجه آن انكار نبوت محمد(ص) و از آن بالاتر انكار خداوند تبارك و تعالی بود،بسيار شيطنت آميز و حساب شده بيان كرد.

من از شنيدن سخنان او سخت خشمگين و ناراحت شدم ،برخاستم و فرياد زدم ای دشمن خدا راه الحاد پيش گرفتی؟ و خداوندی كه تو رادر بهترين صورت آفريده انكار كردی؟

« ابن ابی العوجاء » رو به من كرد و گفت: توكيستی؟ اگر از دانشمندان علم كلامی ،دليلی بياور تا از تو پيروی كنيم و اگر نيستی سخن مگو و اگر از پيروان جعفربن محمد صادق هستی او اين چنين با ما سخن نمی گويد و مانند برخورد تو برخورد نمی كند.

او از اين بالاتر از ما شنيده است هرگز به ما فحش و ناسزا نگفته و در پاسخ ما راه خشونت و تعدی نپيموده ،او بردبار ،عاقل،هوشيار و متينی است كه هرگز سبكسری دامن گيرش نمی شود، او به خوبی به سخنان ما گوش فرا می دهد ،حرفهای ما را می شنود و از دلائل ما آگاه می شود، هنگامی كه تمام حرف خود را زديم و گمان كرديم كه ما بر او پيروز شديم با متانت شروع به سخن می كند با جمله های كوتاه و فشرده تمام دلائل ما را پاسخ می گويد و بهانه های ما را قطع می كند ،آنچنان كه گویی قدرت بر پاسخ گفتن نداريم ،تو اگر از پيروان و ياران او هستی اينچنين با ما سخن بگو: (توحيد المفضل اوائل كتاب).

 

ؤاه تسخیر دلها

 

در روايات اسلامی كه در تفسير آيه ۲۹ سوره فتح آمده است تأكيد فراوانی روی اصل «رحماءبينهم» ديده می شود.از جمله در حديثی از امام صادق(ع) می خوانيم:
« مسلمان برادر مسلمان است به او ستم نمی كند،تنهايش نمی گذارد،تهديدش نمی كند و سزاوار است.مسلمان در ارتباط و پيوند و تعاون و محبت و مواسات با نيازمندان كوشش كند و نسبت به يكديگر مهربان باشند تا مطابق گفته خداوند « رحماءبينهم » نسبت به يكديگر رفتار كنيد و حتی در غياب آنها نسبت به امورشان دلسوزی كنيد ،آنگونه كه انصار در عصر رسول الله بودند (اصول كافی ،جلد۵،ص۷۷،حديث ۹۱) » ولی عجيب است كه مسلمانان امروز از رهنمودهای مؤثر اين آيه و ويژگيهایی كه برای مؤمنان راستين و ياران رسول الله (ص) نقل می كند،فاصله گرفته اند ،گاه آنچنان به جان هم می افتند و كينه توزی و خونريزی می كنند كه هرگز دشمنان اسلام آنچنان نكردند.و عجيب اينكه هر قدر از اين اصول قرآنی فاصله گرفته ايم به درد و رنج و ذلت بيشتری گرفتار شده ايم.

پروردگارا ؛از تو فتح مبينی می خواهيم كه جامعه اسلامی ما در سايه آن به حركت در آيد و در عصر و زمانی كه نياز به معنويت از هر وقت ديگر بيشتر است تعليمات اين آئين حيات بخش را به مردم جهان عرضه كنيم هر روز قلوب تازه ای را در تسخير اسلام در آوريم و كشور تازه ای از كشور دلها را فتح نمائيم.

در حديثی از پيامبر گرامی اسلام می خوانيم: دوستی مؤمن نسبت به مؤمن برای خدا از مهمترين شعبه های ايمان است.

و در حديث ديگری آمده است كه خداوند به حضرت موسی وحی فرستاد آيا هرگز عملی برای من انجام داده ای؟ عرض كرد: آری برای تو نماز خوانده ام،روزه گرفته ام،انفاق كرده ام و به ياد تو بوده ام.فرمود: اما نماز برای تو نشانه حق است و روزه سپر آتش و انفاق سايه ای در محشر و ذكر نور است.كدام عمل را برای من به جا آورده ای ای موسی؟ عرض كرد :خداوندا خودت مرا در اين مورد راهنمایی فرما،فرمود: آيا هرگز به خاطر من كسی را دوست داشته ای؟ اينجا بود كه كه موسی دانست برترين اعمال حب فی الله و بغض فی الله است (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا)

خداوند در آيه ۹ سوره ممتحنه می فرمايد : خداوند از نيكی كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانی كه با شما در امر دين پيكار نكردند و شما را از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهی       نمی كند .

چرا كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد.خدا شما را تنها از دوستی كسانی نهی می كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه و ديارتان آواره نمودند ،يا كمك به بيرون راندن شما كردند و .

به اين ترتيب افراد غير مسلمان به دو گروه تقسيم می شوند:گروهی كه در مقابل مسلمين ايستادند و شمشير به روی آنها كشيدند و آنها را از خانه و كاشانه شان به اجبار بيرون كردند و خلاصه عداوت و دشمنی خود را با اسلام و مسلمين در گفتار به عمل آشكارا نشان دادند.تكليف مسلمانان اين است كه هر گونه مراوده با اين گروه را قطع كنند از هر گونه پيوند محبت و دوستی خدا نمايند كه مصداق روشن آن مشركان مكه مخصوصاً سران قريش بودند ،گروهی رسماً دست به اين كار زدند و گروهی ديگر نيز آنها را ياری كردند.

اما دسته ديگری بودند كه در عين كفر و شرك كاری به مسلمانان نداشتند،نه عداوت می ورزيدند نه با آنها پيكار می كردند و نه اقدام به بيرون راندنشان از شهر و ديارشان نمودند حتی گروهی از آنها پيمان ترك مخاصمه با مسلمانان بسته بودند نيكی كردن با اين دسته اظهار محبت با آنها بی مانع بود و اگر معاهده ای با آنها بسته بودند بايد به آن وفا كنند و در اجرای عدالت بكوشند به هر حال از تفسير اين آيات « يك اصل كلی و اساسی » در چگونگی رابطه مسلمانان با غير مسلمين استفاده می شود،نه تنها برای آن زمان كه برای امروز و فردا نيز ثابت است و آن اينكه مسلمانان موظفند در برابر هر گروه و جمعيت به هر كشوری كه موضع خصمانه با آنها داشته باشند و بر ضد اسلام و مسلمين قيام كنند يا دشمنان اسلام را ياری دهند ،سر سختانه بايستند و هر گونه پيوند محبت و دوستی را با آنها قطع كنند . اما اگر آنها در عين حال كافر بودند نسبت به اسلام و مسلمين بی طرف بمانند و يا تمايل داشته باشند،مسلمين می توانند با آنها رابطه دوستانه برقرار سازند البته نه در آن حد كه با برداران مسلمان دارند و نه در آن حد كه موجب نفوذ آنها در ميان مسلمين گردند و اگر جمعيت يا دولتی جزء گروه اول باشند و تغيير موضع دهند و يا به عكس در گروه دوم باشند و مسير خود را تغيير دهند بايد وضع فعلی آنها را معيار قرار داد و طبق آيات فوق با آنها عمل كرد.

در منابع حديث معروف اسلامی روايات زيادی در زمينه حق مؤمن بر برادر مسلمانش و انواع حقوق مؤمنين بر يكديگر آمده است در اينجا به روايتی اشاره می كنيم كه از پيامبر اكرم (ص) در باره حقوق سی گانه مؤمن بر برادر مؤمنش نقل شده كه از جامع ترين راويان در اين زمينه است: پيامبر اسلام (ص) فرمود:مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد كه عبارتند از :۱- لغزشهای او را ببخشد،۲- در ناراحتی ها نسبت به او مهربان باشد ، اسرار او را پنهان دارد ،۴- اشتباهات او را جبران كند، ۵- عذر او را بپذيرد،۶- در برابر بد گويان از او دفاع كند،۷- همواره خير خواه او باشد،۸- دوستی او را پاسداری كند،۹- پيمان او را رعايت كند، ۱۰- در حال مرض از او عيادت كند،۱۱- در حال مرگ به تشييع او حاضر شود،۱۲- دعوت او را اجابت كند،۱۳- هديه او را بپذيرد ،۱۴-عطای او را جزا دهد... ۲۶- دوستش را دوست بدارد و با او دشمنی نكند... ۲۹- آنچه را از نيكی ها برای خود دوست دارد برای او دوست بدارد، ۳۰- آنچه از بديها برای خود نمی خواهد برای او نخواهد.

حديث ۲ :حضرت امام صادق (ع) فرمود :خوش رفتاری و مدارا كردن با مردم يك سوم خردمندی است .

حديث ۴ :و نيز فرمود كه رسول خدا فرموده است دوستی كردن با مردم نيمی از خرد است .

حديث ۲ :ص۴۵۹ ـ حضرت امام صادق (ع) فرمود :هرگاه كسی را دوست داشتی او را بدان آگاهش ساز ،زيرا كه آن دوستی ميان شما را پابرجاتر می كند .

دوستی كردن و سلام دادن بر سایر ملتها .

حديث ۱ :حضرت باقر (ع) فرمود :مردی يهودی وارد شد بر رسول خدا (ص) و عايشه،همه در حضور آن حضرت (ص) بود و گفت :السام عليكم (يعنی مرگ بر شما ) و رسول خدا در پاسخ گفت :وعليكم (برشما ) وسپس ديگری از يهود آمد و مانند همان گفت و رسول خدا مانند رفيقش به او پاسخ داد .سپس سومی وارد شد و مانند آن دو گفت و رسول خدا (ص) همانطور كه به دو نفر رفقايش جواب داده بود جواب او را گفت پس عايشه خشمگين شد و گفت :(سام ) و خشم  و لعنت برشما باد ای گروه يهود و ای برادران ميمونها و خوكها ،پس رسول خدا به عايشه فرمود :ای عايشه اگر فحش به صورتی مجسم می شد هر آينه بد صورتی داشتیی،نرمش و مدارا بر هيچ چيز نهاده نشده جز اينكه آن چيز را آراسته است و از هيچ چيز برداشته نشده جز اينكه آنرا زشت ساخته است .

برای نفوذ در قلوب مردم هر چند افراد گمراه و بسيار آلوده باشند نخستين دستور قرآن برخورد ملايم و توأم با مهر و عواطف انسانی است و توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است كه برخوردهای دوستانه اثر نگذارد.

هدف آنست كه مردم جذب شوند ،متذكر شوند و راه را پيدا كنند يا از عواقب شوم كار بد خود بترسند.هر مكتبی بايد جاذبه داشته باشد و بی دليل افراد را از خود دفع نكند.سر گذشت پيامبران و ائمه دين به خوبی نشان می دهد كه آنها هرگز از اين برنامه در تمام عمرشان انحراف پيدا نكرده اند.آری ممكن است هيچ برنامه محبت آميزی در دل سياه بعضی اثر نگذارد و راه منحصراً توسل به خشونت باشد،آن در جای صحيح است اما نه به عنوان يك اصل كلی و برای آغاز كار، برنامه نخستين محبت است و ملايمت.جالب اينكه در بعضی از روايات می خوانيم: حتی موسی مأمور بود فرعون را با بهترين نامش صدا كند ،شايد در دل تاريك او اثر بگذارد.

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

۞ New Posts ۞ 

پخش زنده جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی
سلام
20 روش برای كاهش استرس در زندگی روزانه
تاثیر روابط عاطفی بر سلامت ‌انسان
خواص درمانی ترنجبین
چگونه پوستی شاداب داشته باشيم؟
به راحتی با عسل زيباتر شويد
عامل درخشندگی موها چيست؟
ليمو ترش سدی جلوی ريزش مو
چرا مردها طاس می‌شوند؟
ماسک برای پوست چرب و جوش دار
علت جوش ها در دوره نوجوانی چيست؟
پاک کردن لکه آدامس
چاره آفتاب زدگی صورت
رفع کلافگی گرما


توجه

به دلیل بازسازی و بازنگری در مطالب بلاگ امکان اختلال در لینک مطالب و دانلودها، و همچنین مشاهده عکسها وجود دارد، با تشکر از همکاری شما

Opinion Poll

Copyright © 2007 - 2009 All Rights Reserved by iN2Friend®