تبليغاتX
iN2 - دنیا واسه هر دوتامون قشنگه
خانهایمیلآرشیوRss
Search
Attention

due to the reconstruction and review of the iN2Friend contents there may be some links to nowhere and problems with pics in the site . thank for your attention

سنتهای فراموش شده رمضان 

موضوع: عکسهای منصور جمعه بیست و سوم شهریور 1386

امروزه نیز در شهرهاى بزرگ و كوچك برخی آیینها - به عنوان آيينهاى رسمى ماه رمضانبه چشم می خورد؛ که البته این آيينها با غناى آیینى و غير رسمى اين ماه در گذشته نسبت كمى دارد. در گذشته، در نواحى مختلف ايران، خانه‏تكانى رسم پيشوازى مهمی براى رمضان بوده است و به طور تقريبی همه خانواده‏ها به خانه‏تكانى كامل قبل از رمضان(مانند شب عيد نوروز) اهتمام داشته‏اند. اين خانه تكانى شامل منازل، حجره‏ها، كاروانسراها، تيمچه‏ها، بازارها، و نیز شستشوى اسباب و وسايل منزل و كار نيز مى‏شده است.

از سنتهاى رايج ديگر در پيشواز رمضان تدارك‏ و آمادگى‏ خانواده بوده است. تهيه مايحتاج رمضان سنتى بوده كه هنوز هم باقى است. بسيارى از خانواده‏ها، قبل از رمضان و در روز‏هاى آخر شعبان، «نان رمضان» را مى‏پختند و وسايل و تداركات لازم را تهيه مى‏ديدند. نان رمضان نيز البته با نان ساير ايام سال تفاوت داشت و پرمايه‏تر بود. از جمله مراسم بنسبت عمومى ديگر براى رمضان مراسم «رشته برى» بود كه در بیشتر نواحى براى ايران رواج داشت.
سنت مهم و شايسته ديگرى كه در ايران رواج داشت و امروز رگه‏هاى ضعيفى از آن باقى است مراسم «آشتى‏كنان» بود. هر سال، در آستانه رمضان، بزرگان هر منطقه به سراغ خانواده‏ها و زن و شوهرها و كسانى می رفتند كه با هم كدورتى داشتند و آنها را براى ورود به رمضان آشتى مى‏دادند و اعتقاد داشتند كسانى كه با داشتن كدورت از يكديگر به رمضان وارد شوند طاعات مقبولى نخواهند داشت.
رسم و سنت مهم ديگر، كه به نوعى تكمله سنت نيک «آشتى‏كنان» بود، آيين
«كلوخ‏اندازن» بود. اين آيين در بخشهايى از جنوب و نواحى مركزى ايران مورد استقبال فراوان بود؛ و بر اين اساس استوار بود كه روز قبل از شروع ماه يا دو روز مانده به شروع ماه را بايد به طبيعت رفت و به شادى و نشاط پرداخت و با خوردن غذاهای دوست‏داشتنى چشم را سير كرد تا در ماه رمضان بر ماديات و تنعمات هوس نورزد.
یکی از اعتقادات مردم قدیم آن بود که تا چند لحظه بعد از پايان وقت سحر مى‏توان آب خورد، چون آب لطيفتر از غذاست؛ و تا كمى بعد از آب مى‏توان دخانيات نيز استعمال كرد، چون دود از آب هم لطيفتر است؛ و به اين سنت «آب و قليان
» مى‏گفتند.
از سنتهاى ويژه عزاى مولاى متقيان در ماه رمضان نخست بلند كردن تابوتى بزرگ به نام «نخل» یا «نخل عزا» يا «نخل على» است كه در نواحى مركزى ايران مثل يزد و كرمان و اصفهان و كاشان رواج بيشترى دارد و بعدها در مناسبتهاى مذهبى ديگر مثل عاشورا نيز اجرا شد. در گذشته، شب بيست و هفتم رمضان «شب ابن‏ملجم» خوانده مى‏شد و توأم با سرور و شادى بود. آيين ديگر ويژه اين شب «كوله مرجان» بود كه در اکثر نواحى ايران با اسمهاى مختلف رواج داشت. در این مراسم، مجسمه‏اى پارچه‏اى از ابن ملجم درست مى‏كردند و به جاى سر آن سر الاغ مى‏گذاشتند و اين مجسمه را به صورت معكوس روى الاغى سوار می كردند و در شهر مى‏چرخاندند و، با لعنت بر وى و گاه چوب زدن به آن، به شادى مرگ ابن ملجم مى‏پرداختند؛ و سر آخر نيز مجسمه را آتش مى‏زدند.
نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

اطلاعیه ناجا درباره روزه خواری 

موضوع: عکسهای منصور پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386

نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران (ناجا) با انتشار اطلاعيه‌ای به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان از هموطنانی كه به هر دليل قادر به روزه گرفتن نيستند خواست از هرگونه اعمال و رفتار روزه‌خواری جداً پرهيز كنند.

به گزارش ايرنا، ناجا همچنين اعلام كرد مراكز پذيرايی بين راهی و يا مستقر در فرودگاه و ترمينال‌های مسافربری كه قصد ارايه خدمات درطول روز را دارند، بايد مجوز لازم را از مبادی ذيربط اخذ كنند.

براين اساس مراكز پذيرايی از قبيل رستوران‌ها و كافی شاپ‌ها كه در داخل مراكز اقامتی مشغول فعاليت هستند در ماه مبارك رمضان بايد صرفاً از مسافرين مقيم اين مراكز با پوشش مناسب پذيرايی كنند.

همچنين ناجا اعلام كرد مراكز پذيرايی مستقر در داخل شهرها در ماه مبارك رمضان به هيچ وجه ‌حق فعاليت در طول روز (اذان صبح تا اذان مغرب) را نداشته و در صورت مشاهده تخلف طبق مقررات با آنان برخورد خواهد شد.

ناجا از واحدهای پذيرايی مجاز به فعاليت در ماه‌ رمضان خواست كه نسبت به استتار نمای خارجی مكان در حد متعارف اقدام كنند به شكلی كه نمای درونی آن‌ها از بيرون قابل رويت نباشد.

منبع: ایرنا

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

مردی عصبانی در يكی از خيابان‌های تهران خودرواش را به آتش كشيد 

موضوع: عکسهای منصور پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386

مردی عصبانی با به آتش كشيدن خودروی سواری‌اش در محدوده‌ی خيابان انقلاب موجب ترس و وحشت در ميان عابران شد.

به گزارش خبرنگار حوادث ايسنا، مقارن ساعت ۱۶:۵۰دقيقه بعدازظهر روز سه‌شنبه ۲۰ شهريورماه، عابرانی كه در حال عبور از خيابان شهدای ژاندارمری در محدوده انقلاب بودند شاهد به آتش كشيدن خودروی سواری پيكان توسط مالكش شدند به طوری كه مرد عصبانی در يك لحظه با شعله‌ور كردن خودرو و نظاره‌گر شدن سوختن سواری پيكان، آرام شد.

 

آتش گرفتن خودرو

به گزارش ايسنا بلافاصله با اطلاع موضوع به مركز فوريت‌های پليسی ۱۱۰ و آتش نشانی با گذشت ۵ دقيقه از سوختن خودرو در آتش ماموران تيم آتش‌نشانی و پليس در محل حاضر شدند و بدين ترتيب با دستگيری مرد آتش‌افروز، خودرو پيكان كه به طور كامل سوخته بود خاموش شد و اقدامات ايمن‌سازی محيط برای خودروهای پارك شده در هم‌جواری خودروی آتش گرفته صورت گرفت.

 

خودرو سوخته

براساس اين گزارش متهم كه مرد جوانی است توسط ماموران كلانتری ۱۲۹ جامی جهت بررسی انگيزه‌های اين اقدام و برهم زدن نظم عمومی به كلانتری انتقال داده شد.

شاهدان حادثه به خبرنگار ايسنا گفتند: اين مرد پس از مشاهده اوليه خودرو خود ناگهان عصبانی شد و ظاهراً علت اوليه عصبانيت وی پنچری خودرو بوده است ولی هيچ يك از مسوولان حاضر در صحنه موضوع را تاييد نكردند و تنها ماموران آتش نشانی به اعلام اين كه اين آتش سوزی عمدی بوده است اكتفا كردند.

منبع: ایسنا

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

و اینست پول مالیات باباها 

موضوع: عکسهای منصور سه شنبه بیستم شهریور 1386

بعد از اتفاقاتی که در شب سهمیه‌بندی بنزین رخ داد،بعضی از مردم نسبت به تخریب جایگاهای سوخت و اماکن عمومی لب به انتقاد گشودند.(حتی نزدیکان من،البته برعکس نظر من).در همین رابطه لازم هست مواردی را برای روشنتر شدن موضوع توضیح بدم.

در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با حزبا... ،لبنان میلیاردها دلار خسارت در بخشهای مختلف اقتصادی از جمله ساختمانها و اماکن عمومی را متحمل شد.که در این رابطه جمهوری اسلامی به طور مستقیم کار باسازی بخشی از این خسارتها را بر عهده گرفته.

در این رابطه دیلیتلگراف مینویسد: «تاکنون ایران ۲۰۰ مدرسه،۱۵۰ مسجد،۳۰ درمانگاه و ۲۵ پل را باسازی کرده است.بودجه رسمی امسال ۶۰ میلیون پوند و اولویت اصلی بازسازی شبکه جادهای کشور است.»آنچه از سوی نبیل الجسر رئیس شورای عالی باسازی لبنان و حسام خوشنویس رئیس هیأت ایرانی ستاد باسازی لبنان اعلام شد فهرست دقیقتری از هدایای جمهوری اسلامی از مالیات مردم ایران به لبنان است: تاکنون از ۲۵ پلی که کار باسازی آن به ستاد ایرانی واگذار شده کار ۱۲ پل به پایان رسیده که معروفترین آنها پل العاصی در شرق لبنان است.از مجموع ۶۳ روستا که بازسازی و آمادهسازی آن بر عهده هیأت ایرانی گذاشته شده کار ۴۳ روستا به پایان رسیده است.ستاد ایرانی همچنین کار باسازی ۲۰۰ باب مدرسه را بر عهده گرفت که از این تعداد،ساخت ۱۴۹ مدرسه پایان یافته است.این ستاد کار بازسازی ۱۵۰ مسجد و دیگر اماکن مذهبی را نیز که توسط صهیونیستها در لبنان تخریب شده بر عهده گرفته که از بین آنها باسازی ۵۰ مورد به پایان رسیده است.این ستاد کار ساخت ۲۵ مرکز پزشکی،۱۷۳ کیلومتر راه اصلی، ۳۶۵ کیلومتر راه فرعی و کار خنثی کردن مینهای ۱۰ کیلومتر مربع از مناطق مینگذاری شده را بر عهده گرفته است.و جمهوری اسلامی مبلغ ۲۵ میلیون دلار نیز برای باسازی یک جاده در شرق لبنان به این کشور هدیه کرد.

تمام این موارد در حالی می‌باشد که هنوز باسازی بم پس از گذشت چند سال ادامه دارد.

میتوان راحت نتیجه گرفت که خسارتهای آن شب،خیلی خیلی کمتر از این ارقامی میباشد که از بیتالمال مردم هدیه شده است.من اصلاً کاری به اهدا هواپیما به رئیسجمهور عراق ندارم در حالی که ملت ما به دلیل نبود هواپیمای سالم پرپر میشوند یا صادرات نفت بیمُزد به سوریه یا صادر کردن برق به ارمنستان با وامی که خودمان بهشان دادهایم.

حرف من این هست،مگر کشور ما احتیاج به جاده و اتوبان ندارد،مگر به مسکن که معضل بزرگی هم شده احتیاج ندارد،مگر ما کمبود مدرسه نداریم،مگر ما...

اینها مگر پول این مردم نیست که به عنوان هدیه میدهید،مردم مالیات میدهند تا در آسایش و رفاه باشند نه اینکه کشورهای برادر،به راستی به کدامین اجازه این پولها را به عنوان هدیه میدهید،ما نمیخواهیم هدیه بدهیم.

حالا امیدوارم روشن شده باشید که پول مالیتها چه میشوند،حوادث آن شب هم نوعی اعتراض بود که حداقل خسارتش از انقلاب پدران ما کمتر بود.

...و این است پول مالیت باباها

لینکهای مرتبط :

فریاد آزادی یک نسل

و همچنان ناگفته‌ها می‌ماند

کاملترین و جنجالی‌ترین کلیپ بنزینی

و طرحهای مهرورزی شکست می‌خورند

ثبات مدیریتی از نوع مهرورزی‌اش

آخه چرا؟

تبعیض مهرورزانه
نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

تبعیض مهرورزانه 

موضوع: عکسهای منصور سه شنبه بیستم شهریور 1386

حتماً یادتون هست شبی که بنزین سهمیه‌بندی شد و همینطور گفتگوی ویژه خبری شبکه دو که با حضور وزیر نفت وقت آقای هامانه و همچنین آقای باهنر نماینده مجلس به روی آنتن رفت.

در این گفتگو وقتی مجری برنامه به آقای باهنر گفتند که حالا چون نماینده مجلس هستید آیا سهمیه بیشتری نمیگیرید،آقای باهنر هم گفتند: نه.مگر با مردم فرق میکنیم که بخواهیم سهمیه بیشتری،حالا به هر طریقی بگیریم.ما یک کارت سوخت داریم که سهمیه هر ماهش مثل بقیه افراد (صاحبان خودروهای شخصی) ۱۰۰ لیتر هست و به هیچ عنوان سهمیه اضافی به ما تعلق نمیگیره.

و دو ماه از سهمیه بندی بنزین نمیگذشت که دروغها آشکار گشت و در پنج شهریور ماه سهمیه نمایندگان مجلس به ۳۰۰ لیتر در ماه افزایش پیدا کرد.

و این افزایش سهمیه نمایندگان در حالی میباشد که هنوز بخش سلامت کشور با کمبود بنزین مواجه هست و به صورت قطره چکانی بنزین میگیرد نه مجلسی.

آمبولانسها برای جابهجایی بیماران به خصوص در استانهایی که آمبولانسها باید مسافتهای طولانی را طی کنند و شهرهای دارای ترافیک سنگین با مشکلات متعددی مواجهاند.مشکلات آمبولانسهای حمل اجساد و آمبولانسهای بخش خصوصی را نیز باید به آمبولانسهای حمل بیمار افزود.

بیماران خاص و معلولین را نیز نباید فراموش کرد.

با تمام تأکیدی که دولت بر روی گازسوز کردن خودروها دارد من در عجبم که چرا ماشینهای شخصی دولتمردان شامل این طرح نمیشود؟ و اینکه چرا همین دولتمردان از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نمیکنند؟

شاید جواب سوالهام همین حرف آقای رئیس مجلس باشه." به طور قطع میان مردم و نمایندگان مجلس تفاوت وجود دارد."

بله تفاوتی به قد یک تبعیض مهرورزانه.

لینکهای مرتبط :

فریاد آزادی یک نسل

و همچنان ناگفته‌ها می‌ماند

کاملترین و جنجالی‌ترین کلیپ بنزینی

و طرحهای مهرورزی شکست می‌خورند

ثبات مدیریتی از نوع مهرورزی‌اش

آخه چرا؟

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

آخه چرا؟ 

موضوع: عکسهای منصور سه شنبه بیستم شهریور 1386

بدون شک مهمترین شعار محمود احمدی‌نژاد در رقابتهای انتخاباتی دور نهم ریاست جمهوری،آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم بود.هر چند احمدینژاد پس از انتخاب از اساس این شعار را منتسب به خود ندانست و آن را ساخته و پرداخته ستاد انتخاباتی خود خواند.اما پرسش او از دولت‌‌های پیشین که چرا زندگی مردم،چه زمانی که پول نفت ۹ دلار و چه زمانی که ۳۰ دلار شده،تغییری نکرده است،پرسشی است که این روزها دولت خود را با چالش روبهرو ساخته است.قیمت نفت در این دو سال در کمتر روزهایی به زیر ۶۸ دلار رسیده است،با این حال زندگی مردم اگر بدتر نشده باشد،بهتر هم نشده است.

آخه چرا ؟

لینکهای مرتبط :

فریاد آزادی یک نسل

و همچنان ناگفته‌ها می‌ماند

کاملترین و جنجالی‌ترین کلیپ بنزینی

و طرحهای مهرورزی شکست می‌خورند

ثبات مدیریتی از نوع مهرورزی‌اش

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

و طرحهای مهرورزی شکست می‌خورند 

موضوع: عکسهای منصور جمعه شانزدهم شهریور 1386

طرح تغییر ساعت کار بانکها که در همون هفته اول با شکست مواجه شد و به دلیل مغرور بودن دولت نهم تا سه ماه در تهران اجرا گشت.طرحی که موجی از اعتراضات مردمی را به همراه داشت.

طرح صندوق مهر رضا که به گفته رئیسش اعتبار اختصاص یافته به این طرح بیش از نیازشون می‌بود،با کمی اعتبار مواجه شده و رئیسش حالا سخن از شکست خوردن این طرح و تعطیلی این صندوق میگه.

طرح ثبت شماره سریال گوشیهای همراه،که در ابتدای کار باعث بی ثباتی بازار و در ادامه به افزایش گوشیهای قاچاق،وفور گوشیهای تقبلی و همچنین گرانی گوشیها رسید.که با شکست خوردن این طرح ثبت شماره سریالها آزاد گشت.

طرح کاهش قیمت خانه و اجاره بها که کلاً شکست خورد و در حال حاضر با قیمت های نجومی در این بخش مواجه هستیم.

و طرح عدم تغییر ساعت رسمی کشور در اول هر سال که در سال اول اجرا زیان آور بود و با پافشاری دولت در این زمینه در سال دوم نیز اجرا شد بالاخره با تصویب نمایندگان مجلس به حالت سابق برگشت.بر اساس این طرح ساعت رسمی کشور هر سال در ساعت ۲۴ یکم فروردین یک ساعت به جلو کشیده می‌شود و در ساعت ۲۴ سی‌ام شهریور به حالت سابق برگردانده می‌شود.

طرحی که در گذشته امتحانش را پس داده بود و دولت نهم به چه منظوری دوباره این طرح را اجرا نمود بر ما نیز پوشیده است.و با وضع موجودِ بنزین نیز می توان گفت در آینده نزدیک طرح سهمیه‌بندی بنزین نیز رسماً شکست خواهد خورد.

... و طرحهای مهرورزی شکست می‌خورند.

لینکهای مرتبط :

فریاد آزادی یک نسل

و همچنان ناگفته‌ها می‌ماند

کاملترین و جنجالی‌ترین کلیپ بنزینی

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

و همچنان ناگفته‌ها می‌ماند 

موضوع: عکسهای منصور یکشنبه سی و یکم تیر 1386

دیگه شاید از بنزین و سهمیه بندی حرف زدن جذاب نباشه.اما برای یه جمع بندی از اتفاقاتی که طی این مدت رخ داده و مهمتر،نظراتی که آزادانه از طرف شما دوستان بیان شده،فکر کنم جالب باشه.

نابسامانیهایی که در کشور مشاهده میکنید،عموماً به ضعف مدیریتی مربوط می‌باشد.بدین شکل که اکثر مدیران دارای عدم تخصص لازم در کار مربوطه خودشان هستند.دخالتهای بی‌مورد در کارهایی که هیچ ارتباطی با مسوئلیتشان ندارد.خود محور بودن.تحمل نکردن افراد با معلومات بیشتر از خودشان.و...

کمی فکر کنید،برای گران شدن گوجه فرنگی در کشور،رئیس جمهور باید پاسخگو باشد.مگر این همه مسئول مربوطه چه کاره هستند که رئیس جمهور باید در مسائل خُرد مملکتی پاسخگو باشد.

حالا که مدیران انتسابی رئیس جمهور توانایی اداره امور محوله به خودشان را ندارند و رئیس جمهور باید پاسخگو باشد.چه پاسخی می‌دهد.(در همین موضوع گوجه فرنگی) « نه،گرانی نداریم.حالا اگه جاهای دیگه گرون شده دم خونه ما همون قیمت قبل هست،بیاید از دم خونه ما بخرید.»

بله مردم از اهواز و اصفهان و شیراز و... تشریف بیارن دم خونه رئیس جمهور گوجه فرنگی قرمز بخرند.

وقتی رئیس مجلس در مورد فروش بنزین آزاد می‌فرمایند « ما نمیخواهیم بالش نرم زیر سر مردم بگذاریم، تا مردم راه‌های صرفه جویی را یاد بگیرند.»

بله مردم راه‌های دزدی را خوب یاد گرفتند.ناپدید شدن کارتهای سوخت در پمپ بنزین‌ها.خالی شدن ناگهانی باک‌های بنزین.فروش کارتهای سوخت کپی برابر اصل شده.ایجاد بازار سیاه بنزین.و...

البته این حرف رئیس مجلس با واکنشهایی از سوی بعضی نمایندگان روبرو شد،که عنوان کردند این حرف بسیار زشتی بود.وظیفه ما عملاً گذاشتن بالش نرم زیر سر مردم می‌باشد.مخصوصاً دولتی که با شعار (عوام فریبانه) آسایش و رفاه مردم بر سر کار آمد.

شما مسئولین با رأی همین مردم سر کار هستید،همین مردم هستند که شما رو به اینجا رسوندن.مردم برای آسایش،رفاه،امنیت به شماها رأی دادن نه سلب آسایش و رفاه و امنیت.

انگار مسئولان حکومتی حرف امام خمینی را به فراموشی سپرده‌اند:« مردم ولی نعمت ما هستند.»

باید این نکته رو در نظر داشت که افراد مُخ در اکثر کشورها مدیر هستند ولی در کشور ما مردم مُخ و مدیران دولتی بی مُخ هستند.(همیشه استثناء وجود دارد)

از طرفی مهمترین نکته تمامی این مسائل،تاثیر بر افکار عمومی هست.تاثیری که به بدیع ترین شکل ممکن در اختیار جمهوری اسلامی می‌باشد،«تلویزیون»،تلویزیون چنان تاثیری بر افکار مردم دارد که انکارش احمقانه جلوه می‌کند. تلویزیون ذهنیت مردم را به سویی می‌برد که مدنظر جمهوری اسلامی باشد.نمونه هایی همچون انتخابات، شرکت در راهپیمایی‌ها.دعا و ختم قرآن و صلوات برای کشورهای برادر. اختصاص ساعتهای متمادی به بحث و گفتگو،ساخت مستند برای کشورهای برادر.دور کردن مردم از واقعیتهای کشور.عدم انعکاس اخبار به شکل کامل و صحیح.و بر عکس پخش اخبار به شکل دلخواه.ساخت مجموعه‌های سرگرم کننده که اکثراً به نازل‌ترین شکل ممکن ساخته می‌شوند برای اینکه مردم را از توجه به مسائل مهم کشوری دور کنند.

اگر بعضی اوقات اخبار بدون ممیزی پخش می‌شود یا سوخته اند،یا بازهم برای معطوف ساختن ذهن مردم به سوی دلخواه می‌باشد.وگرنه اخبار اصلی هرگز به شکل آزاد به گوش ما نمیرسد.

تاثیر تلویزیون را در مسئله اخیر (سهمیه بندی بنزین) می‌توان به شکل واضح مشاهده کرد.وقتی مردم را آشوبگر خواند،وقتی که این طرح را از لحاظ کاهش مصرف و همچنین آلاینده های محیطی عالی خواند.و...

باید اشاره کنم،با این کار هرگز نمی‌شود آلودگی هوا را کاهش داد.شما طرح ترافیک را که در تهران اجرا می‌شود در نظر بگیرید.همچنان که طرح زوج و فرد خودروها نیز ادامه دارد.چه تاثیری بر آلاینده های هوا داشت و چقدر از ترافیک وحشتناک تهران کاست.هیچ

حالا آمده‌اند و بنزین را سهمیه بندی کرده‌اند.مگر این راهش است،نه .در کشورهای اتحادیه اروپا برای کاهش آلاینده های محیطی،به تولید خودروهایی با آلایندگی پایین رو آوردهاند و در کنارش سیستم حمل و نقل عمومی بسیار عالی دارند.گستردگی حمل و نقل،استفاده از وسایل نقلیه سالم و تمیز،ارائه سرویسهای مناسب. و مهمتر از همه احترام خاصی که برای مردم قائل هستند.چون به این اعتقاد دارند که با مردم همه چیز هستند و بی مردم هیچ.حالا ما کدام اینها را در حداقال استاندارد داریم(حد مطلوبش پیشکش) که سهمیه بندی هم میکنیم.

این طرح اگر کارشناسی بود هرگز اعتراضات مردم را در ۵ و ۶ تیر شاهد نبودیم. سهمیه خودروهای دو گانه‌سوز به سهمیه خودروهای بنزین سوز افزایش پیدا نمی‌کرد.به خودروهای فرسوده که مصرف بسیار یالایی دارند و در طرح مذکور کارت سوخت به آنها تعلق نمی‌گرفت،کارت سوخت نمیدادند.به حال افرادی که با موتور یا ماشینشون خرج یه خونواده رو میدادند یا حداقل خرج خودشون رو،فکری اساسی نشد.مخصوصاً موتوریها.قبول دارم که این مشاغل کاذب هستند،ولی خُب این هم از اشتغال زاییهای دولت هست.نابسامانیهایی که بعد از اعلام و اجرای طرح مذکور صورت پذیرفت که البته همچنان ادامه دارد نشان کامل از کارشناسی نبودن این طرح می‌باشد.

باید خدمتون عرض کنم که نصف بنزین مصرفی کشور رو خود دولت مصرف میکنه، کمی فکر کنید ببینید مگه میشه پلیس بدون بنزین بمونه،اونهم این همه ماشین گشت که در خیابونها رفت و آمد می‌کنند که این نشان از امنیت بالای مملکت داره!!!!

ارتش،خودش یه هیولا برای مصرف بنزین هست.بسیج و سپاه و سایر خودروهای دولتی رو هم اگه حساب کنید معلوم میشه که این یه واقعیت هست.دولت بزرگترین مصرف کننده بنزین و یا بهتر هست بگیم انرژی در کشور هست.وسعت دولت ما بسیار زیاد هست،بر عکس ژاپن،فرانسه و آلمان (نام بردن از بقیه کشورها لزومی ندارد).و همین مسئله باعث میشه که عملاً تمام سوبسیدهای داده شده از طرف دولت برای خود دولت خرج بشه.

وقتی دولت و مجلس برای سهمیه بندی بنزین برنامهریزی میکردند هرگز به فکر مسافرت مردم نبودند.وگرنه چند روز بعد از اجرای این طرح سهمیه قابل استفاده به ۶۰۰ لیتر افزایش پیدا نمیکرد.صدای رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از کمبود مسافرتها در نمیاومد.

همه ساله با شروع فصل تابستان شاهد افزایش مسافرتها هستیم که البته امسال چنین اتفاقی رخ نداد و شهرهایی که عموماً پذیرای اکثر مسافرین بودند امسال با کمی مسافر مواجه شدهاند که این امر تاثیر چشمگیری بر اقتصاد مردم این شهرها داشته است.اکثر هتلها،ویلاها،مسافر خانهها و... خالی میباشند.رکود فروش صنایع دستی و دیگر تولیدات هر شهر باعث نزدیکی ورشکستگی صاحبان اماکن و مشاغلهای مختلف گشته است.

رانندههای آژانس از کمی سهمیه تخصیص یافته به خودشان گله مندند،همینطور موسسات اتومبیل کرایه.افزایش نرخ کرایه تاکسیها که بعضاً بیش از دو برابر بوده و همچنین ناهماهنگی در حمل و نقل عمومی موجب گلایه مردم گشته است.هتل دارها از کمی مسافر در پرسفرترین فصل سال ناراحات هستند.آموزشگاهای تعلیم رانندگی رو به تعطیلی سیر میکنند.کشاورزان برای رفت و آمد به زمین کشاورزیشان دچار مشکل شدهاند.برخی از مردم هنوز کارت سوخت نگرفتهاند،کارت سوخت برخی نیز به سرقت رفته است یا در پمپ بنزینها جا گذاشتهاند.خالی کردن باک بنزین خودروها به کابوسی برای صاحبانشان تبدیل گشته است.فروش بنزین با نرخ آزاد در صورتی انجام میگیرد که دولت اعلام کرده تا پایان سال ۸۶ بنزین آزاد ارائه نمیشود.

کسی فریاد اون بچه‌ای که برای درس خوندن از یه شهر به شهر دیگه میره رو نمی‌شنوه که وقتی مدرسه ها باز بشه من چه جوری مدرسه برم،کرایه‌ها دو برابر شده،من با ۷۰۰ تومن میرفتم حالا باید ۱۵۰۰ تومن بدم.حالا چرا یه شهر دیگه؟ آخه تو شهرشون اون رشته‌ای که اون میخونه نیست.همه جا که تهران نیست اتوبوس  و مترو داشته باشه،امکانات آموزشیش نسبت به بقیه نقاط کشور در سطح قابل قبولتری باشه،امکانات حمل و نقلش هم بهتر باشه.

و در کل سهمیهبندی بنزین بر زندگی مردم حتی در دور افتاده‌ترین نقطه ایران تاثیر گذار بوده است.

آقای احمدی نژاد از زحماتتون ممنون،شما دارید زحمت میکشید و برای کشور وقت میذارید اما اگه کمی :

خودخواه نباشید،از هر نیروی متخصص در جای اصلیش استفاده کنید،کمی واقع بین باشید،وسیع تر فکر کنید، پیامدهای تصمیماتتون رو بسنجید و بعد اعلام و اجرا کنید، برای همه مردم کار کنید نه یکسریهارو برادر و خواهر بنامید و بقیه را غریبه،خون کسی که از خون دیگری رنگینتر نیست مگر اینکه شما بر اساس گروه خونی تفکیکشون کنید.پول بیت المال که بخشیش از مالیاتهای پرداختی مردم هست رو برای مردم خرج کنید. نه اینکه این پول بودجه فلان کشور و هزینه درمان فلانی و بهمانی بشه.(حالا خرج میشه اگه قدر ایران و ایرانی رو بدونن خوب هست ولی خیانتی میکنن که نگو و نپرس)

آقای رئیس جمهور برای ایران کار کنید نه جمهوری اسلامی.این مردم وطنشون رو دوست دارن،برای سرزمینشون جون میدن،شیران آریایی که هشت سال جنگیدند برای این خاک و ناموسشون بود،برای تمدن عظیم سرزمینشون،برای ایران.

باید یک توضیح بدم که ما یکی از بزرگترین تمدنها رو داریم و فکر نکنم که کسی بهش شک داشته باشه،تمدنی که بوسیله مردمانی متمدن بوجود اومده و نسل به نسل به ما رسیده،حالا اگه ما وارثین خوبی نیستیم دلیل بر این نمیشه که ایران و مردم نازنینش رو زیر سوال ببریم.همه به خاطر وطن فریاد بزنید ایران.

و در پایان از تمام دوستانی که مارو در این بحث یاری کردند و نظرات فوق العاده‌شون رو از ما دریغ نکردن تشکر میکنم.

"هر انسانی اگر در نامه ای از جانب خداوند سعادت‌مندانه ترین برنامه زندگی را بیاورد،همچنان مخالف یا مخالفانی جدی خواهد داشت."

...و همچنان ناگفتهها میماند.
نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

يک روز با بنزين قاچاق در بندرعباس 

موضوع: عکسهای منصور جمعه بیست و نهم تیر 1386

بندرعباس، «بنزين با قيمت آزاد عرضه نخواهد شد.» اين جمله ای بود که وزير کشور در رسانه ها عنوان کرد اما درست همان لحظاتی که وزير کشور چنين مطالبی را عنوان می کرد در «پشت شهر» بندرعباس، محله ای قديمی و نزديک به ساحل خليج فارس بنزين در ملاءعام، ليتری ۶۰۰ تا ۸۰۰ تومان به فروش می رسيد.

۲۰ 
ليتر ۱۴ هزار تومان


در خيابان محله «پشت شهر» بندرعباس از هرکس بپرسی بنزين با قيمت آزاد کجا فروخته می شود نشانی را بلد است. به محض ورود به خيابان با ديدن گالن های ۲۰ ليتری در دستان برخی از افراد متوجه محل فروش می شوم. گالن های بنزين از منازل متعدد و برخي کوچه ها به کنار خيابان آورده می شود. جلو می روم و قيمت می‌خواهم. ۲۰ ليتر را ۱۴ هزار تومان می دهند. از فروشنده می پرسم بنزين خارجی است يا داخلی که چنين قيمتی دارد، عنوان می کند داخلی است و اين آخرين گالن اوست. کمی آن طرف تر جوانی که گالن بنزين در دستان او است جلو می آيد و می‌گويد؛ «۲۰ ليتر را ۱۲ هزار تومان می دهم، می خواهی. قاطی هم ندارد. خالص خالص است.» خودم را جای خريدار عمده جا می‌زنم و به او می‌گويم که تعداد ۱۰۰ گالن ۲۰ ليتری را تا چند ساعت ديگر می خواهم. ابتدا به شک می افتد که شايد مامور باشم اما با کمی صحبت نگرانی اش را برطرف می کنم. برای شب قرار میگذارد و می گويد؛ «تا شب می توانم اين مقدار را تهيه کنم.» ساعت پنج بعدازظهر است و وقتی از او می پرسم واقعاً می توانی تا شب تهيه کنی، می گويد؛ «تو کاری نداشته باش ما بلديم چگونه اين مقدار بنزين را تهيه کنيم.» قرار می گذاريم که اگر خواستم حتماً خبرش کنم. کمی پايين تر نزديک ساحل چند صياد نشسته اند، به سراغ شان می روم. به آنها می گويم خبرنگار هستم؛ واضح است که نمی‌خواهند همه مسائل را بازگو کنند. يکی از آنها می گويد؛ «يک قايق موتوری سه سيلندر روزانه حداقل ۸۰ ليتر بنزين مصرف دارد و اين در حالی است که سهميه هر قايق را ۶۰ ليتر در نظر گرفته اند. با اين مقدار بنزين کسی به دريا نمی‌رود و معلوم است که سهميه خود را می فروشد و بازار سياهی که در اينجا شما می بينی به خاطر فروش سهميه بنزين قايق هايی است که ديگر به دريا نمی روند

با وضعيت موجود نمی توانيم به صيد برويم

عبدالله فرهادی ساکن محله پشت شهر در مورد قيمت بنزين آزاد که در اين محله به فروش می رسد، می گويد؛ «امروز دو ليتر بنزين برای موتورسيکلتم خريدم که هر ليتر را ۸۰۰ تومان حساب کردند.» يکی ديگر از قايقداران صادر نشدن کارت سوخت تعدادی از قايق ها را از ديگر مشکلات برشمرد و گفت؛ «در ابتدای سهميه بندی بنزين تعاونی قايقداران برای کسانی که کارت سوخت آنها صادر نشده بود، چند روزی بنزين آورد اما فقط همان چند روز اول بود.» اين صياد با اظهار گلايه از طولانی شدن صدور کارت سوخت برخی قايقداران گفت؛ «با وضعيت موجود نمی توانيم به صيد برویم

سود ۳۵ هزار تومانی فروش سهميه

يکی از صيادان به سختی حاضر به گفت‌وگو می‌شود. او سهميه خود را هر روز می‌فروشد و معتقد است رفتن به دريا در شرايط فعلی به صرفه نيست. او می گويد؛ «يک نفر با ماشين، سهميه بنزين قايق ها را برايشان می آورد و علاوه بر قيمت بنزين، ۲۵ تومان برای هر ليتر هم حق الزحمه دريافت می کند و ما نيز هر ليتر را بين ۴۰۰ تا ۶۰۰ تومان به فروشندگان عمده می فروشيم.اين کار روزانه ۲۵ تا ۳۵ هزار تومان برايمان سود دارد.» اين صياد در خصوص فروش بنزين خارجی می گويد؛ «از دوستانم شنيده ام که در ميناب لنج ها، بنزين «سبز» يا همان «سوپر» را از دبی وارد می کنند، اما خودم نديده ام.» اين صياد بندرعباسی در ادامه با اشاره به وجود حدود ۱۵۰۰ قايق صيادی خاطرنشان کرد؛ «نزديک به ۷۰ درصد قايقداران سهميه بنزين خود را میفروشند و علت اصلی آن هم اين است که ما بايد برای صيد به اطراف جزيره لارک برويم و گاهی وقت ها بايد ۶۰ ليتر بنزين مصرف شود تا محل صيد خوب پيدا کنيم و در حال حاضر با ۶۰ ليتر، صيادی برای ما غيرممکن شده است و ما مجبوريم سهميه روزانه خود را بفروشيم.» اين صياد می افزايد؛ «البته بعضی ها هم برای اينکه ملوانان شان بيکار نباشند، سهميه دو روز خود را ذخيره می کنند و به صيد می روند

فرماندار بندرعباس؛ ما هم مثل شما اين شايعه را شنيده ايم

فرماندار بندرعباس تنها مسوولی بود که بعد از سه روز پيگيری، موفق به گفت وگو با او شدم. مديرکل سياسی - انتظامی استانداری به معاون سياسی - امنيتی و معاون سياسی به معاون عمرانی استانداری برای پاسخگويی ارجاع دادند اما نتيجه‌ای حاصل نشد و نتوانستم با آنها گفت وگويی انجام دهم.
فرماندار بندرعباس با عنوان اينکه «ما هم مثل شما اين شايعه را شنيده ايم» در خصوص فروش آزاد بنزين در برخی محلات بندرعباس می گويد؛ «ما فقط شنيده ايم. اما اگر کسی گزارشات دقيق تری به ما بدهد، پيگيری می کنيم.» احمد راستی وجود قاچاق بنزين را در حد شنيده ها تاييد می کند و می گويد؛ «در حال پيگيری هستيم تا صحت اين موضوع معلوم شود.» وی در خصوص فروش بنزين سبز که از دبی وارد میشود، معتقد است؛ «تا بررسی نهايی صورت نگيرد، نمی شود آن را تاييد کرد.» راستی در ادامه می گويد؛ «همه اين اخبار شايد درست نباشد. به طور مثال همين بنزين سبز که گفته می شود از خارج وارد می شود، برخی می گويند روغن ترمز در آن می ريزند و به اسم خارجی می فروشند. لذا فعلاً نمی توان هر خبری را تا بررسی نکنيم مورد تاييد قرار دهيم. فقط انبار کردن بنزين در برخی منازل که از ماه ها پيش هم بوده، موضوعی است که وجود داشته و آن را رد نمی کنيم و در مورد خطرات آن هم گوشزد کرده ايم.» راستی معتقد است سهميه بندی بنزين اثرات مثبتی داشته است و ترويج فرهنگ صرفه جويی در بين مردم می تواند به توسعه اقتصادی کشور کمک کند.

مسوولان به خوبی می‌دانند بنزين با قيمت آزاد در چه مکان هايی فروخته می‌شود

جمله فوق را محمدعلی عنوان می کند و معتقد است موضوع فروش بنزين به صورت آزاد را همه در شهر می دانند و مکانش را هم بلد هستند. اين شهروند بندرعباسی دليل چنين رفتاری از سوی دولت را عدم بررسی دقيق دولت به صورت منطقه ای برای سهميه بندی می داند و به اين نکته اشاره می کند که اگر دولت قيمت آزاد بنزين را تعيين کند باعث افزايش تورم خواهد شد و اگر جلوی فروش بنزين با قيمت آزاد را بگيرد باز هم ناراضی خواهد بود. اين شهروند بندرعباسی از مسوولان خواست با واقعيت نگری شرايطی را به وجود بياورند که نيازهای واقعی مردم تامين شود و کسی مجبور نشود مازاد نياز خود را به صورت آزاد تهيه کند و به تبع آن کرايه ها و اجناس به مرور زمان افزايش پيدا کند. مراد سعيدی راننده بندرعباسی مقدار سهميه بندی بنزين در هرمزگان با توجه به گرمای شديد و استفاده کولر در هر ساعتی از شبانه روز توسط اتومبيل ها را مناسب نمیداند و از مسوولان و تصميم گيران اين موضوع می خواهد کمی واقعی به سهميه بنزين در هرمزگان نگاه کنند.

منبع این مطلب روزنامه شرق،شماره ۹۰۶، روز یکشنبه،۲۴ تیر ۱۳۸۶ می‌باشد.

با تشکر از دوست گرامی آقای فرید برای در اختیار قرار دادن این مطلب.

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

فریاد آزادی یک نسل 

موضوع: عکسهای منصور دوشنبه یازدهم تیر 1386

وقتی سه‌شنبه شب سهمیه بنزین اعلام شد،انگار همه چیز برام بی‌اهمیت شده بود.باورم نمی‌شد.

چرا باید الآن اعلام میکردن،موقعه‌ای که خیلی از مردم به مسافرت رفته بودن و خیلیهای دیگه هم آماده سفر بودن یا داشتن برنامه‌اشون رو میرختن برن سفر. موقعه‌ای که کسی انتظارش رو نداشت.

تو این چند روز کلی تحقیق کردم و دیدم دولت و رژیمی نبوده که برای تصویب مهمترین قانون‌های کشورش از نظرات مردمش استفاده نکنه و اون موضوع رو به همه‌پُرسی نزاره.و همینطور برای اعلامش از قبل اطلاع رسانی نکنه تا مردم کشورش آمادگی لازم رو برای تاثیرات تصویب قانونی که خودشون(مردم) انتخاب کرده باشن رو داشته باشند.

ولی متاسفانه دموکراسی در کشور ما به هر چهار سال رای دادن به انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ختم میشه که معلوم نیست رای‌هایی هم که تو صندوقهای کفن پوش شده میریزم چی میشه.

بله وقتی رییس جمهوری که اطلاعات اقتصادی بالایی نداره خودش تصمیم میگیره که سود بانکی رو یه شبه کاهش بده (بر خلاف نظر اقتصاد دانان کشور) _ یا ساعت کار بانک‌ها رو تغییر بده برای کاهش ترافیک و... که ظرف یه هفته معلوم شه که این طرح بدون فکر اتخاذ شده و سه ماه فقط به خاطر غرور رییس جمهورش باقی بمونه _ یا عدم تغییر رسمی ساعت کشور در نیمه اول هر سال در حالیکه در سال گذشته ۴۵ میلیون دلار اقتصاد کشور متضرر شد که اولین تاثیرش بر مردم بود.ولی همه جا از محاسن این طرح گفتن در صورتی که عیبهاش خیلی بیشتر از محاسنش بود و هست.کارمندانی که برای نماز صبح بیدار میشن و دیگه خوابشون نمیبره و اونهایی هم که می‌خوابن دیر به محل کارشون میرسن،اونهایی که نمی‌خوابن سر کارشون چرت میزنن و نتیجه این امر پایین اومدن بازده کاری میشه.وقتی هم که کل کشور یک ساعت زودتر برقهاشون روشن بشه...

رییس جمهوری که مثل کره دروغ میگه،حتماً همتون به یاد دارید که آقای احمدی نژاد در شعارهای تبلیغاتیشون فرمودند که پول نفت رو بر سفره‌های مردم خواهند آورد و همینطور صحبتشون در مورد ظاهر جوونهای مملکت.و دروغی که فکر نکنم که از ذهنتون بیرون رفته باشه دروغی در مورد ثابت بودن قیمت بنزین،روزی که بنزین لیتری ۱۰۰ تومن شد در بعداز ظهرش تمام اخبارها به نقل از مسئولین کشوری اعلام کردند که قیمت بنزین ثابت خواهد ماند(لیتری ۸۰ تومان) که در همان شب اخبارها از بالا رفتن قیمت بنزین به لیتری ۱۰۰ تومان خبر دادند.که در هر سه مورد گذر زمان واقعیت رو روشن کرد،مخصوصاً در آخرین مورد.

بله دولتی که به اسم مردم افکار محیرالعقولش رو داره در سرزمین آریایی پیاده میکنه.دولتی که دلش برای مردمش نمیسوزه و می‌خواد با تکبر و منم منم بره جلو همین میشه،همینی که هست.بله،رییس جمهوری که غرورش عالم گیر شده،غروری که خون مردم رو تو سُرنگ کرده،دیگه بین مردم ارزشی نداره.آدمی که ابهت رییس جمهور رو پایین آورده،کلمه‌ای که در تمام دنیا ارزش خاصی داره ولی برای ما نه.

رییس جمهوری که برای جمع کردن رای برای دوره بعدی تفکر سفرهای استانی رو پیاده سازی کرده،کسی که میدونه از تهران دیگه رای نمی‌یاره.

بله آقای احمدی‌نژاد شما تنها شعارهای عوام فریبانه دارید و به نظر من هیچ رییس‌جمهور یا نخست وزیری عوام فریب تر از شما نیست حداقل بین کشورهای : آمریکا – آلمان – ژاپن – انگلیس – فرانسه – ایتالیا – سوئد – سویس – کره جنوبی – مالزی و...البته این در حالی هست که استاندارد زندگی در این کشورها بالاست ولی در کشور ما استاندارد شعارها بالا هست.

آقای رییس جمهور بم رو به یاد دارید،مردم ارگ نشین ایران هنوز در چادر و کانکتس به سر می‌برند.البته خرمشهر،شهر مردم عشق وطن.هنوز یادگارهای جنگ رو در گوشه و کنارش داره دیگه حرف زدن از بم...

جوونهای خرمشهر به جای باشگاه‌های ‌ورزشی،پارک‌ها،سینما‌‌ها و...و بطور کل مراکز تفریحی.خرابه‌هایی دارن که بعضی‌هاشون شده زمین فوتبال.اونها برای وطنشون جنگیدند،برای نامسشون،برای هموطناشون، برای سرزمینشون ایران.اونها فقط می‌خوان بخش اندکی از سرمایه‌ای که شهرشون داره برای شهرشون استفاده شه.همین آقای رییس‌جمهور.

میدونم تو ذهنتون غوغایی برپاست که یکیش میتونه همین باشه که چرا الآن دارم اینارو مینویسم،چون سُرنگی که خونم رو کردن توش دیگه جا نداره و خونم داره از رگم میزنه بیرون،و من تا آخرین قطره خونم برای سرزمینم ایران می‌ایستم.درختان ایستاده میمیرند.

این توضیح رو لازم میدونم که اینجا بدم من قصد تخریب آقای احمدی‌ نژاد رو نداشته و ندارم.شاید اگر شخص دیگری هم به این سمت منصوب می‌شد وضعیت همین یا بدتر از این می‌بود.

حالا برسیم به سهمیه بندی و زیاد از بحثمون دور نشیم.من قبول دارم که مصرف بنزین تو کشورمون زیاد هست مثل : برق – آب – گاز و... .ولی این رسمش نیست.عوامل مهمی در افزایش مصرف بنزین دخیل هستن که مهمترینش خیابانها و جاده‌های داخل و خارج شهری هست.وقتی که خیابانها و جاده‌هامون آسفالت مناسب ندارن و پر از چاله چوله و دست اندازهای عجیب غریب هستن همین امر باعث افزایش شدید مصرف بنزین میشه که با ترافیک‌های داخل شهری افزایش پیدا میکنه. و مسئله دیگه ماشینهای مورد استفاده ما هست که عموماً به وسیله ایرانخودرو و سایپا تولید میشن،ببخشید اشتباه شد مونتاژ میشن و توسط این مونتاژ کارها به ملت عرضه میشن که از کیفیت و استاندارد پایینی برخوردار هستند.ماشینیهایی که بعد از تحویل تازه عیبهاش آشکار میشه و این شرکتها برای مشارکت مردم و حق انتخابی که براشون قایل هستند تست فنی خودرو رو به مردم واگذار کردن و خودشون آپشنهای مختلف ماشین مثل رنگ روکش صندلیها،نوع قربیلک فرمان،نوع دست دنده،ابعاد و شکل رینگها رو خودشون انتخاب می‌کنند بر عکس کارخانه‌هایی مثل مرسدس بنز، بی ام و ،تویوتا و... و حتی کارخانه‌هایی که قد این دو شرکت قدمت تاسیس دارند.

و فاجعه آمیزتر قیمت خودروهامون هست،ماشینهایی که در همین کشورهای همسایه حداقل با نصف قیمت بفروش میرسند و مجبوریم حتی ماشینهای مونتاژ(ساخت) داخل رو گرونتر بخریم،ماشینی که تو کشور خودمون... پژو ۲۰۶ در سوریه

۶/۵ میلیون تومن بفروش میرسه،پژو ۴۰۵ رو در افغانستان ۴ میلیون تومن هم نمی‌خرن.ماشینهایی که کیفیت مونتاژشون (ساختشون) به مراتب بهتر از ماشینهایی می‌باشد که بدست ما میرسند.

و این در حالی هست که برای کاهش مصرف سوخت ما فقط شعار ماشین کم مصرف رو میدیم و عملاً هیچ کاری در این زمینه نمی‌کنیم.میلیاردها تومن صرف طراحی ماشینی می‌کنیم که فردا بگیم خودروی ملی، ماشینی که طرح انگلیسی،پلت فرم ایتالیایی و موتور پژو ۴۰۵ رو داره،الباقیش رو هم نگم بهتر هست.

و هیچ خرجی برای بالا بردن ایمنی و راحتی و صد البته کم مصرفتر کردن خودروهامون نمی‌کنیم.و تعرفه واردات ماشین رو هم ۹۰% میزاریم که سرمایه‌داران کشور فقط بتونن ازش استفاده کنند.و همش از کم شدن تعرفه‌‌ها بگیم.بله از ۲۰۰% به ۹۰% رسیده.دیگه چی بگم،بگم چون اگه با تعرفه پایین وارد کشور بشن دیگه ملت این ماشینهای نسل منقرض شده رو نمی‌خرن.ماشینهایی که جون جوونهایی امثال من رو فقط به خاطر قدیمی بودن سیستم ایمنیشون میگیرن یا بکیشون هم که زندگی ملتی رو به آتیش می‌کشه و مدیرعامل مونتاژکارش فقط می‌خنده و میگه مشکل از ما نیست!!!!

آقای احمدی نژاد اگه به فکر سرمایه ملی هستی (که خود مردم بیشتر به فکر هستن) و دوست دارید اقتصاد مملکت پیشرفت کنه اجازه واردات ماشینهایی که مصرف سوختشون کمتر از ۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر هست رو با تعرفه ۱۰% بدید.با این کار هم مصرف سوخت پایین میاد هم آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات و آتش سوزی ماشینهامون.

لازم میدونم این روهم عرض کنم که در سال ۲۰۰۶ تویوتای پریوس با میزان مصرف سوخت ۷۳/۵ لیتر در یکصد کیلومتر به عنوان کم مصرف ترین خودروی سال انتخاب شد و بعد از آن هوندا سیویک هیبریدی با میزان مصرف سوخت ۷۸/۵ لیتر در یکصد کیلومتر در جایگاه بعدی قرار گرفت.

و براساس اطلاعات موجود می‌توان گفت میانگین مصرف اتومبیل‌های تولیدی در سال ۲۰۰۶ میلادی معادل ۴/۱۲ لیتر در یکصد کیلومتر بود که نشان‌دهنده این واقعیت است که میزان آن بیش از دو برابر مصرف بنزین تویوتای پریوس و هوندا سیویک بوده است.

و میانگین مصرف انرژی(شهری و برون شهری) خودروهای داخلی عبارتند از:

پژو ۲۰۶ تیپ۲ و ۵ ، ۵/۶ – مزدا ۳۲۳ ،۴/۷ – پراید انژکتوری ۵/۷ – پی‌کی انژکتوری۸/۷

زانتیا ۳/۸ – پژو ۴۰۵ ، ۹ – پژو پارس ۲/۹ – سمند ۶/۹ – پیکان آردی ۱۰ لیتر بنزین در یکصد کیلومتر می‌باشند.

لازم هست یه توضیح در مورد خودروهایی که موتور دیزل دارن بدم.متأسفانه به دلیل یک قانون غلط که سال‌ها پیش به اجرا درآمده،واردات خودروهای سواری دیزل به کشورمون ممنوع است.در حالی که هم اکنون آلودگی یک خودروی دیزل از بنزین سوز مشابه‌اش کمتر است ضمن آنکه دارای مصرف سوخت کمتر نیز بوده.به عنوان مثال به دو مورد از این خودروها اشاره می‌کنم:

سوپر مینی سیتروئن مدل C1 با موتور ۴/۱ لیتری دیزلی با حجم دقیق ۱۳۹۸ سی‌سی و با قدرت ۵۴ اسب بخار دارای میانگین مصرف سوخت ۱/۴ لیتر در یکصد کیلومتر را دارد.

مرسدس بنز B200 CDI (B کلاس) با متور ۲ لیتری دیزلی توان تولید ۱۴۰ اسب بخار را دارد.پیشرانه دیزلی آن از نظر سطح آلودگی و میزان مصرف سوخت به گونه‌ای است که با استاندارد اروپایی یورو ۴ کاملاً هماهنگی دارد.میانگین مصرف سوخت مرسدس B کلاس ۶ لیتر در یکصد کیلومتر است.

در مورد گازسوز کردن خودروها باید به این نکته توجه کرد که استفاده از گاز به عنوان سوخت خودرو به دلیل آنکه موجب افت عملکرد و استهلاک بیشتر قطعات می‌شود و با اشاره به این نکته که گاز به هر صورت یک سوخت فسیلی است هنوز خیلی جدی در کشورهای اروپایی پیگیری نشده است و در آمریکای شمالی نیز استفاده از خودروهای گازسوز به دلیل وسعت و عدم ایجاد زیرساخت‌ها اصلاً متداول نشده است.

یکی از عواقب گازسوز کردن خودروهای شخصی کم شدن فضای بار عقب خودرو می‌باشد که می‌تواند برای خانواده‌ها خوشایند نباشد.همینطور می‌توان به کم بودن جایگاهای عرضه سوخت CNG(گاز فشرده) در شهرها و جاده‌‌های بین شهری اشاره نمود.به هر حال گازسوز کردن وسایل نقلیه عمومی می‌تواند راهکار بسیار مهمی در کاهش مصرف بنزین باشد.البته به امید استفاده مسئولین از حمل و نقل عمومی.

رشد مصرف بنزین در ایران چهار برابر میزان رشد مصرف بنزین دنیاست.ظرفیت مصرف بنزین کشور آلمان در سال ۲۰۰۳ ، ۹۸ میلیون لیتر در روز اعلام شده بود.

ظزفیت مصرف بنزین کشور آلمان در سال ۲۰۰۳ با وجود حدود ۴۴ میلیون خودرو این کشور،98 میلیون لیتر در روز اعلام شده بود این در حالی می‌بود که در همان سال ظرفیت مصرف بنزین ایران با تردد حدود 5 میلیون خودرو ۶۳ میلیون لیتر در روز اعلام شده بود.

که این مهم با در نظر گرفتن استانداردهای خودروهای آلمانی و ایرانی فاجعه‌آمیز می‌تواند باشد.

 ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که ما ارزانترین بنزین دنیا را نمی‌سوزانیم بلکه ونزوئلا به عنوان نفت خیز ترین کشور آمریکای جنوبی برای هر گالن بنزین(حدود ۴لیتر) فقط ۱۴/۰ دلار می‌گیرد.

 

و حالا یه فلش بک به شب سه‌شنبه ۵ تیر :

اخبار ساعت ۲۱ به ناگاه خبر سهمیه بندی شدن بنزین را اعلام کرد و همه را در شوک بزرگی فرو برد.به ناگاه خیابانهای اطراف پمپ‌بنزینها با ترافیک سنگین مواجه شد و بعد از گذشت دقایقی صفهایی که گاه طولشان به ۴ کیلومتر(نیایش تهران) میرسید تشکیل شد.و مردمی که با بطری،دبه،بشکه و گالن به پمپ‌بنزینها هجوم آورده بودند که با پخش این تصاویر در گفتگوی ویژه خبری ۲۲:۳۰ شبکه دو آقای هامانه وزیر نفت و آقای باهنر نماینده مجلس در واکنش به این تصاویر خندیدند و ملت را به تمسخر گرفتند.آقای وزیری که در مورد مسافرت مردم همه چیز گفت به جز همین مورد سوال.

 

هجوم مردم برای بنزین 

 

ساعت نزدیک ۲۴ بود که اتفاقات تکان دهنده‌ای تهران و سایر شهرستانها را تکان داد.اتفاقاتی که برای مسولین کشور غیر قابل باور و رُعب آور بود.

 

پمپ‌بنزینها را به آتش کشیدند.شیران آریایی بیدار شده‌اند

 

         به آتش کشیدن پمپ بنزینها 

 

بله خون از رگهای مردم سرریز شده بود.مردم از هر رده و مسلک و آئین و شغلی به پمپ‌بنزینها حمله‌ور شده بودند.راننده های اتوبوسهای بین شهری و داخل شهری همراه اتوبوسهایشان به خیابانها آمده بودند و با زدن بوق اعتراضشان را به این موضوع نشان میدادند.(دلیلش بر ما هم پوشیده است)

خبرها یکی یکی در شهر(تهران) پخش می‌شد.پمپ‌بنزینهای کمیل – تهران پارس – حکیمیه - یافت‌آباد – دوراهی قپان – نیایش و... یکی یکی تخریب و به آتش کشیده شدند.اعترض مردم و شدت خشمشان به حدی رسیده بود که به بانکها نیز حمل‌ور شدند و خیابانهای شهر را مسدود کردند و در بعضی نقاط شعارهایی علیه رییس جمهور آقای احمدی نژاد دادند تا میزان محبوبیت رییس‌جمهور در جامعه و نزد افکار عمومی روشن شود.

و یگان ویژه وارد عمل می‌شود،مردم متفرق می‌شوند و کسی آن شب راحت نخوابید.

                                      شیران بیدار شده بودند

 

      مسدود کردن خیابانها

 

فردای حادثه-چهار‌شنبه ۶ تیر:

خیابانهای تهران خلوت،اتوبان تهران کرج خلوت و پمپ بنزین‌های سوخته و تخریب شده.مردم بی‌حال و بی‌رمق،کم و بیش با هم حرف می‌زنند.قیمت کرایه تاکسی‌ها در بعضی خطوط افزایش یافته و حتی یک خط نیز از انجام فعالیت سر باز می‌زند.تهران با معضل حمل و نقل دست به گریبان شده است.نمایندگان مجلس وحشت زده از اتفاقات دیشب یک طرح سه فوریتی برای تعلیق سهمیه بندی ارائه می‌دهند که نتیجه‌ای در بر ندارد.

 

                  جلسه مجلس

ماشینهایی که به علت نداشتن بنزین در خیابانها مانده‌اند محسوس هستند.

خبری تهران را فرا می‌گیرید: مردم تبریز کنترل پمپ‌بنزینهای شهرشان را بدست گرفته‌اند و بنزین را بدون کارت سوخت و با همان قیمت لیتری ۸۰ تومن عرضه می‌کنند.(صحت و سُقم این خبر با راوی)

در خبرها اتفاقات ویران کننده تهران را جزیی شمرده و کثرت زیادی از مردم را اخلال‌گر سود جو و دست نشانده عوامل خارجی معرفی می‌کنند.آیا واقعاً این گونه بود؟

 

پنج‌شنبه ۷ تیر :

خیابان‌ها نسبت به روز گذشته شلوغتر شده است اما تردد ماشینها راحت صورت می‌گیرد.حضور مردم برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی مشهود است.متروی تهران با تعداد زیادی از مردم مواجه شده است که نمی‌تواند به درستی به آنها خدمت رسانی کند.راننده‌های تاکسی از سوار کردن مردم اجتناب می‌کنند مخصوصاً در مسیرهای کوتاه و بیشتر به شکل دربستی مسافر سوار می‌کنند.آژانسها سرویس نمی‌دهند و تهران همچنان با معضل حمل و نقل مواجه می‌باشد.

 

جمعه ۸تیر :

مردم برای استفاده از سهمیه خود،به پمپ‌بنزینها هجوم می‌آورند،شهر نسبت به دو روز گذشته شلوغ‌تر می‌شود.در خبرها اعلام می‌شود که بنزین به اندازه کافی موجود می‌باشد و مردم عجله‌ای برای استفاده از سهمیه خود نداشته باشند.اما مردم به علت دروغ‌های پیاپی از سوی دولت به این خبرها توجه نمی‌کنند و برای آنکه ایندفعه در اواخر شب غافلگیر نشوند،سعی می‌کنند که ذخیره مناسب بنزین داشته باشند.

 

شنبه ۹تیر :

آقای احمدی نژاد بخاطر مشکلاتی که سهمیه بندی بنزین برای مردم به‌وجود آورد عذرخواهی می‌کند.

رییس نیروی انتظامی کل کشور اعلام می‌کند که تاریخ و زمان سهمیه بندی به نیروی انتظامی اعلام نشده بود تا قبل از آن وارد عمل شده و از بروز اتفاقات جلوگیری نماییم و ما نیز از اخبار صدا و سیما مطلع شدیم.

یکسری از تاکسی داران سهمیه بنزین خود را بفروش می‌رسانند.

سهمیه خودروهای دوگانه سوز مانند خودروهای بنزین سوز می‌شود و این اولین نشانه کارشناسی نبودن این طرح می‌باشد.

علی‌رغم تبلیغات فراوان بر روی هوشمند بودن این سیستم باید پول بنزین را به شکل قبل پرداخت کرد.

کارتهای سوخت بنا به کاراییشان از قیمت ۳۰ هزار تومن تا اصل ۷۰۰ هزار تومنی در بازار موجود است و بفروش می‌رسد.

کمبود وسایل نقلیه عمومی در شهر مشهود است و صحبتهای مسئولین در این زمینه چیزی جز شعار نیست.

 

و اینها تدابیر لازم برای سهمینه بندی بنزین بود.

 

جمع بندی:

مصرف بنزین نسبت به ماشینهای در حال تردد در کشور ما خیلی بالاست که این طرح برای کاهش مصرف سوخت و انرژی با ارزش هست اما به شرطی که تنها راهکار نباشد.

گسترش شبکه حمل و نقل عمومی،گازسوز کردن وسایل حمل و نقل عمومی، طراحی و تولید خودروهایی با مصرف بنزین ۶ لیتر به پایین در کشور و تا زمان محقق شدن این امر واردات اینگونه ماشینها با تعرفه ۱۰%.

اشتغال جوانان و توسعه و گسترش مراکز تفریحی و فرهنگی در کشور.چون در حال حاضر تفریح اکثر جوانان گشت زدن با ماشین در خیابان و کل انداختن و لایی کشیدن می‌باشد(می‌بود).که این امر هم باعث کاهش مصرف بنزین و آلاینده‌های محیطی می‌شود، هم باعث پیشرفت کشور از لحاظ فرهنگی و اقتصادی.

ساخت پالایشگاه که هم باعث عدم وابستگی برای واردات مشتقات نفتی می‌شود هم ایجاد اشتغال.البته اگر این پالایشگاهها در کشورهای برادر ساخته نشود.

مردم ایران همیشه صبور و منطقی بوده‌اند و امیدوارم که این موضوع را از جانب مثبت و با ارزش آن بنگرند.ما باید خود ایرانی سربلند و موفق بسازیم.(که می‌سازیم)

ولی باید در نظر داشت که با اطلاع رسانی و برنامه ریزی دقیق و پرهیز از شعارهای بی پایه و اساس و راست گویی به مردمان متمدن ایران می‌شد جلوی غرش شیرها را گرفت.

ولی خواندن مردم به عنوان اخلالگر و سواستفاده‌گر کار بسیار زشت و ناپسندی بود و هست که از سوی جمهوری اسلامی مطرح گشت.اما غرش شیران تنها یک چیز بود :

 

فریاد آزادی یک نسل

 

 فریاد آزادی یک نسل

 

آزادی کجایی تنهای تنهام

آزادی گرمی دستاتو می‌خوام

آزادی سایه تو رو سرم نیست

هوای تو توی بال و پرم نیست

می‌خوام برم از اینجا جونم به لب رسیده

هر جا می‌پرسم از تو کسی تو رو ندیده

آزادی جای تو خالی آزادی

آزادی،آزادی،آزادی

آزادی کجایی آزادی

آزادی،آزادی،آزادی

آزادی خسته و دلگیرم اینجا

یه روز از این روزا میمیرم اینجا

آزادی تو دلم حرفهای درده

من و دوری تو آواره کرده

ببین واسه من و تو چه نقشه‌ها کشیدن

برای آزادیمون حبس ابد بریدن

آزادی جای تو خالی آزادی

آزادی،آزادی،آزادی

آزادی کجایی آزادی

آزادی،آزادی،آزادی

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

آتش بنزین بر سفره مردم 

موضوع: عکسهای منصور یکشنبه دهم تیر 1386

نفتی که قرار بود احمدی نژاد بر سر سفره مردم بیاورد، آتشی بزرگ به پا نمود. سه‌شنبه شب(۵ تیر) تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران صحنه ی اعتراض و درگیری بود.
بطور کلی اجرای چند مرحله ای، عدم اعلام قیمت آزاد بنزین و آشفتگی در توزیع کارت سوخت و اعلام ضربتی آغاز طرح از عمده انتقادات وارد به دولت است.

اما آنچه سه‌شنبه شب(۵ تیر) اتفاق افتاد نشان از کمال بی تدبیری و کج سلیقگی در اجرای طرح سهمیه بندی بنزین بود. اعلام آغاز سهمیه بندی در آخرین ساعات سه‌شنبه شب(۵ تیر) شوک روانی قابل پیش بینی را به جامعه وارد نمود.
هجوم مردم به جایگاه های سوخت و ازدحام جمعیت و درگیری های پس از آن، جرقه ای بود در جهت شعله ور نمودن خشم عمومی نسبت به نا بسامانی های اقتصادی و فشارهای اجتماعی و وعده های محقق نشده.
خبرها از به آتش کشیده شدن ده ها جایگاه سوخت در سراسر کشور و کشته و زخمی شدن جمعی از شهروندان حکایت می کند.
شهروندانی که رسانه های دولتی براحتی آنها را اخلالگر و فرصت طلب خواند.
کمتر کسی فکر می کرد خنده های
سه‌شنبه شب(۵ تیر)
وزیری هامانه، وزیر نفت و محمدرضا باهنر در واکنش به پخش تصاویر صف های طولانی ماشین ها و مردمی که برای گرفتن بنزین با بشکه به پمپهای بنزین هجوم آورده بودند در بخش میزگرد خبری، اخبار ۲۲:۳۰ شبکه دو سیما چنین سرانجامی داشته باشد.
آنچه مسلم است سهمیه بندی بنزین صورت پذیرفته و صد البته نحوه ی اجرای این طرح همچون سایرعملکردهای دولت نهم و مجلس هفتم جای انتقادات بسیار دارد. اما باید معترف بود که قدمی مهم در بهینه کردن مصرف انرژی برداشته شده است.

 

اعتراض مردم به سهمیه بندی بنزین

 

اگرچه پس از انقلاب اسلامی ۵۷ و نیز در آغاز دولت محمود احمدی‌نژاد به مردم وعده داده شد، پول نفت‌ را به سر سفره‌‌ی مستضعفان ببرند، ولی به گفته‌ی بسیاری کارشناسان این شعاری عوام‌‌پسندانه برای جذب توده‌های مردم با انگیزه‌های گروهی و سیاسی بوده است. واقعیت این است که تمامی دولت‌های پس از انقلاب با معضل بهای نازل و غیرواقعی بنزین دست به گریبان بوده‌اند وغیراقتصادی بودن بهای نازل بنزین مورد تأیید  کارشناسان دولتی و غیردولتی بوده است.

میزان عرضه‌ی انرژی در ایران سالانه حدود ۶۰ میلیارد دلار است که از این رقم ۴۵ میلیارد دلار آن را دولت بصورت یارانه می‌پردازد. بعبارت دیگر، دولت در ازای عرضه‌ی ۶۰ میلیارد دلار تنها ۱۵ میلیارد عایدش می‌شود. این امر بدانجا انجامیده است که مصرف سرانه‌ی بنزین  برای هر خودرو در ایران به روزی ۱۲ لیتر برسد که از نظر کارشناسان یک میزان انفجاری است. نه میزان مصرف بنزین در ایران با کشورهای همجواری مانند روسیه قابل قیاس است و نه بهایی که یک ایرانی باید برای آن می‌پردازد. در روسیه‌ای که خود تولیدکننده‌ی بنزین است، بهای بنزین ۹ برابر بهای بنزین سوخت در ایران است. بهای هر لیتر سوخت در ترکیه تقریبا برابر است با بهای بنزین در کشورهای اروپای غربی. 

به نظر می‌آید طرح سهمیه‌بندی که هم‌‌اکنون به اجرا درآمده، طرحی بوده است اجتناب ناپذیر. به گفته‌ی کارشناسان، اگر دولت جمهوری اسلامی به همین روال ادامه می‌داد، می‌بایستی در سال جاری حدود ده میلیارد دلار دیگر سوخت وارد کشور می‌کرد. از سوی دیگر مشکلاتی چون معضل زیست- محیطی نیز وجود دارد که مثلا کلانشهری چون تهران بیش از این گنجایش گازهای آلاینده‌ی ناشی از سوخت بنزین را ندارد. عامل مهم دیگر را باید در این دید که کشورهایی که بشدت بدنبال تشدید تحریم‌ها علیه ایران هستند، می‌توانند از معضل بنزین در جمهوری اسلامی سود جسته و با راهکار فلج ساختن اقتصاد جمهوری اسلامی را پیش ببرند. 

پیش از این، مجلس شورای اسلامی پیشنهاد داده بود که بنزین بصورت آزاد ، تک‌نرخی و بدون سهمیه‌بندی باشد، اما بهای آن به ۱۵۰ تا ۱۶۰ تومان در هر لیتر افزایش یابد. این امر می‌توانست طبق برآوردها، مصرف سوخت را به روزی یکصد میلیون لیتر کاهش ‌دهد. از نظر اقتصاددانان این پیشنهادی بوده است کارشناسانه، ولی دولت محمود احمدی‌نژاد این پیشنهاد را رد کرده و لایجه را به مجلس باز‌‌گرداند.

طبق برآوردها تعداد کل خودروها در ایران حدود هشت میلیون دستگاه است و میزان بنزین عرضه شده از سوی دولت، سوخت ضرور برای این تعداد خودرو را تأمین نمی‌کند. پرسش اینجاست که مابقی سوخت ضرور برای این میزان خودرو چگونه تأمین می‌شود. از آنجا که بخشی از واردات بنزین به کشور بصورت غیرقانونی توسط گروه‌های قاچاق و بطور سازمانیافته صورت می‌گیرد، یک دلیل مخالفت با افزایش بهای بنزین از سوی همین محافل است، زیرا که نمی‌خواهند درآمدهای کلان و غیرقانونی ایشان آسیب ببیند. تک‌نرخی شدن بهای بنزین به معنای ایجاد مشکل برای گروه‌های سازمانیافته‌ی قاچاق بنزین است.

بنا به ارزیابی کارشناسان، ۱۰ تا ۱۵ میلیون لیتر سوختی که از طریق قاچاق تأمین می‌شود، یک درآمد یا رانت غیرقانونی حدود ۵ تا ۷ میلیون دلار ایجاد می‌کند. بخشی از این سوخت نیز بدلیل نگهداری‌های غیرکارشناسانه به هدر می‌رود. بهرحال از آنجا که دولت نمی‌خواهد بهای سوخت را بالا ببرد، مجبور بوده است که راه حل سهمیه‌بندی با کارت‌های هوشمند را پیش گیرد. در کشوری که نظام مدیریت و دستگاه‌های مرتبط بسیار فرسوده‌اند و دولت هنوز نتوانسته است حتا در نظام بانکی، کارت هوشمند را بکار گیرد و مردم را به چنین فن‌آوری عادت دهد، چگونه می‌خواهد کارت هوشمند را برای مصرف بنزین بکار ببندد.

 

اعتراض مردم به سهمیه بندی بنزین

 

از سوی دیگر به مصرف‌کنندگان این امکان داده شده که سهمیه‌ی ۴ ماه آینده‌ی خود را پیشاپیش مثلا در عرض دو هفته دریافت کنند. بر این اساس می‌توان حدود دو تا سه ماه دیگر در انتظار بحران واقعی بنزین بود، آنگاه که مصرف‌کننده سهمیه‌ی روزانه ۳ و نیم لیتر بنزین خود را طی چند هفته پیش‌خور کرده است. دولت حتا پیش‌بینی نیز نکرده است که در صورتی که مصرف‌کننده به سوختی بیش از سهمیه‌ی خود نیازمند باشد، چگونه می‌تواند نیاز خود را با نرخی بالاتر تهیه کند. بنابراین در صورتی که این طرح بدون اصلاحاتی ادامه یابد، حدود دو ماه دیگر باید شاهد بحرانی دیگر بود.

از نظر کارشناسان اقتصادی، معضل بنزین در ایران معضل کمبود بنزین نیست، بلکه زیادبود مصرف است. در ایران حدود ۴۵ میلیون لیتر بنزین در روز تولید می‌شود و اگر سوخت بطور عقلانی توزیع و مصرف شود، همین میزان برای سوخت ایران کافی‌است، زیرا می‌توان انتظار داشت که با گران شدن سوخت، الگوی مصرف از وسیله‌ی نقلیه تغییر خواهد کرد و مردم نیز بیشتر به وسائط نقلیه‌ی عمومی و یا خودروهای با مصرف کمتر روی خواهند ‌آورد.

«در اینکه الگوی مصرف سوخت در ایران هیچ تبعیتی از استانداردهای بین‌المللی و استانداردهای پذیرفته‌‌شده‌ی منطقی ندارد، هیچ شکی نیست. اما متأسفانه ما بجای فراهم کردن پیش‌شرط‌ها و پیش‌نیاز‌ها برای ساماندهی این مسئله می‌خواهیم به طور ناگهانی از پله‌‌ی اول به پله‌ی آخر برسیم. در شرایطی این طرح سهمیه‌بندی بنزین به اجرا گذاشته شده است که همچنان به تبصره ۱۳ که مربوط است به بحث (...) به بحث ناوگان حمل و نقل شهری، بحث‌های مرتبط با استاندارهای محیط زیستی، عمل نشده. آخرین ساعات سه‌شنبه شب(۵ تیر) طرح سهمیه‌بندی بنزین کلید نهایی‌اش را می‌خورد و سهمیه‌بندی اعلام می‌شود و از لحظه‌ی اعلام این خبر به بعد شاهد بحران‌های اجتماعی بودیم که نمود آن خشم مردم در قالب آتش زدن پمپ‌بنزین‌ها، بانک‌ها و سدمعبرهای طولانی بود که تا صبح چهارشنبه ۶ تیر ادامه داشت، و این اولین پیامد این تصمیم غیرکارشناسی و عجولانه بوده است.»

نوشته شده توسط ایندو (iN2) | لینک ثابت |

۞ New Posts ۞ 

پخش زنده جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی
سلام
20 روش برای كاهش استرس در زندگی روزانه
تاثیر روابط عاطفی بر سلامت ‌انسان
خواص درمانی ترنجبین
چگونه پوستی شاداب داشته باشيم؟
به راحتی با عسل زيباتر شويد
عامل درخشندگی موها چيست؟
ليمو ترش سدی جلوی ريزش مو
چرا مردها طاس می‌شوند؟
ماسک برای پوست چرب و جوش دار
علت جوش ها در دوره نوجوانی چيست؟
پاک کردن لکه آدامس
چاره آفتاب زدگی صورت
رفع کلافگی گرما


توجه

به دلیل بازسازی و بازنگری در مطالب بلاگ امکان اختلال در لینک مطالب و دانلودها، و همچنین مشاهده عکسها وجود دارد، با تشکر از همکاری شما

Opinion Poll

Copyright © 2007 - 2009 All Rights Reserved by iN2Friend®